
بازار فولاد در ایران همیشه تحتتأثیر عوامل کلان سیاسی و اقتصادی بوده، اما آنچه در روزهای اخیر باعث نوسانات شدیدتر و نگرانیهای گستردهتر شده، تحولات مربوط به مذاکرات هستهای ایران و آمریکا است. اخبار جدید از فضای دیپلماتیک حاکی از تغییر فاز در بازی مذاکره، پیچیدهتر شدن معادلات و در نتیجه تیرهتر شدن چشمانداز اقتصادی کشور، بهویژه در صنایع کلیدی مانند فولاد است.
تاکتیک تازه آمریکا؛ توافق رسانهای، نه واقعی
گزارشهایی از رسانههایی مانند Axios،CNN و برخی خبرنگاران نزدیک به لابیهای غربی منتشر شدهاند که سعی دارند چنین القا کنند که توافقی پنهانی میان ایران و آمریکا صورت گرفته و قرار است در تاریخ ۲۰ خرداد اعلام شود. این روایت از سوی خبرنگارانی مانند لارا روزن که ارتباط نزدیکی با وزارت خارجه آمریکا دارد نیز تقویت شده و حتی برای این توافق نام هم انتخاب کردهاند؛ اما بررسیها نشان میدهد که تاکنون هیچ متن رسمی یا مکتوبی از سوی آمریکا به طرف ایرانی ارائه نشده است.
در واقع، این عملیات بیشتر جنبه رسانهای دارد و هدف آن اعمال فشار بر ایران از طریق افکار عمومی و ایجاد جو داخلی نارضایتی است. این نوع سناریوسازی رسانهای بر همه بازارهای اقتصادی ایران، از جمله بازار فولاد، تأثیر روانی شدیدی میگذارد. در شرایطی که صنعت فولاد ایران به دلیل محدودیتهای صادراتی، تحریمها و بحران انرژی دچار رکود است، هرگونه عدم اطمینان سیاسی، بهخصوص در سطح بینالمللی، میتواند به کاهش سرمایهگذاری، افزایش هزینههای تأمین مواد اولیه و توقف پروژههای صنعتی منجر شود.
پلن دوگانه واشنگتن؛ مذاکرات یا فشار؟
آمریکاییها با دو سناریو وارد دور جدید مذاکرات شدهاند:
- پلن اول: توافقی سریع و نمایشی با حذف حق غنیسازی ایران؛ سناریویی که بیشتر برای فشار از بیرون طراحی شده است.
- پلن دوم: طرحی واقعگرایانه که بر مبنای پذیرش حق غنیسازی ایران و حتی ایجاد کنسرسیومی برای غنیسازی مشترک با مشارکت کشورهای منطقه پایهگذاری شده است.
جالب است بدانیم این کنسرسیوم از سوی یکی از کشورهای خلیج فارس پیشنهاد شده و ایران نیز آن را به طور قطعی رد نکرده است. در جریان سفر اخیر مسعود پزشکیان به عمان، ظاهراً درباره این طرح و همچنین موضوعات مربوط به ارائه تضامین مالی یا حقوقی گفتوگوهای جدی صورت گرفته است.
اما با وجود این پیشرفتها، تیم مذاکرهکننده ایرانی موضع خود را بهوضوح اعلام کرده است: هیچ مذاکرهای در صورت اصرار آمریکا بر «غنیسازی صفر» برگزار نخواهد شد. این موضع قاطع، اگرچه بر استقلال سیاسی ایران تأکید دارد، اما تبعات اقتصادی سنگینی را برای صنایع کلان به دنبال دارد.
بازار فولاد، قربانی بلاتکلیفی سیاسی
بازار فولاد ایران در حال حاضر با چند بحران همزمان دست و پنجه نرم میکند:
- افزایش هزینههای انرژی
- کمبود نقدینگی و سرمایهگذاری
- محدودیتهای صادرات به دلیل تحریم
- توقف پروژههای عمرانی داخلی
- بیثباتی سیاست خارجی
این در حالی است که مذاکرات هستهای میتوانست امیدی برای بازگشت سرمایهگذاران خارجی، باز شدن مسیر صادرات و کاهش هزینههای واردات مواد اولیه باشد. اما اکنون با پیچیدهتر شدن مذاکرات و نبود چشمانداز قطعی، ریسک سرمایهگذاری در فولاد بهمراتب افزایش یافته است.
بازار فولاد معمولاً نسبت به سیاست خارجی ایران واکنش مستقیم نشان میدهد؛ بهویژه زمانی که پای تحریمها یا آزادی صادرات به میان میآید. در حال حاضر، بسیاری از کارخانههای فولاد در شرایط زیر ظرفیت تولید میکنند و کاهش تقاضا نیز به این رکود دامن زده است. وقتی فضای مذاکرات مبهم و بینتیجه باشد، نهتنها صادرات فولاد روند کاهشی به خود میگیرد، بلکه تولیدکنندگان نیز تمایلی به توسعه یا نوسازی خطوط تولید خود نخواهند داشت.
فولاد، شاخص اعتماد یا ترس؟
از فولاد بهعنوان یکی از نمادهای اصلی اعتماد سرمایهگذاران به آینده اقتصادی کشور یاد میشود. در کشورهای توسعهیافته، رشد یا افت تولید فولاد بهعنوان یک شاخص برای اندازهگیری سلامت اقتصاد صنعتی تلقی میشود. در ایران نیز همین روال وجود دارد. وقتی دولت در مذاکرات خارجی موفق عمل میکند، بازار فولاد بهسرعت واکنش مثبت نشان میدهد. اما اکنون که احتمال خروج ایران از روند مذاکرات و حتی افزایش تحریمهای جدید در صورت شکست مذاکرات مطرح شده، این بازار در وضعیت هشدار قرار گرفته است.
بازار فولاد در نقطه عطف سیاسی
همانطور که آمریکا سعی دارد با تاکتیک رسانهای جای منطق دیپلماتیک را بگیرد، بازار فولاد ایران نیز در آستانه یک نقطه عطف قرار دارد. نتیجه این دور از مذاکرات، چه به شکست منجر شود چه به توافق، تأثیر مستقیمی بر آینده این صنعت خواهد گذاشت. اگر توافقی حاصل نشود، شاهد افزایش فشارهای بینالمللی، کاهش صادرات فولاد و افزایش قیمت انرژی خواهیم بود. اما اگر مذاکرات به نتیجهای پایدار برسد، صنعت فولاد میتواند یکی از اولین بخشهایی باشد که از باز شدن فضای بینالمللی سود میبرد. در هر دو صورت، فعالان این حوزه باید خود را برای تحولات اساسی آماده کنند.

