
در شرایطی که صنایع فولادی ایران با فشارهای بیسابقه داخلی و بینالمللی دستوپنجه نرم میکنند، عملکرد بزرگترین تولیدکننده فولاد کشور، شرکت فولاد مبارکه اصفهان، زیر ذرهبین قرار گرفته است. با تغییر مدیریت این شرکت و انتصاب سعید زرندی بهعنوان مدیرعامل جدید از اسفندماه ۱۴۰۳، نگاهها به سمت سیاستها و برنامههای او برای برونرفت از بحرانهای اخیر دوخته شده است.
آمارهای رسمی نشان میدهد که سود خالص فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۳ کاهش ۳ درصدی نسبت به سال قبل داشته است. این در حالی است که برخی دیگر از شرکتهای فولادی توانستهاند عملکرد بهتری از خود نشان دهند. کاهش سود خالص در فولاد مبارکه در شرایطی اتفاق افتاده که درآمد عملیاتی شرکت با رشد ۱۵ درصدی همراه بوده، اما افزایش ۱۷ درصدی بهای تمامشده و همچنین افت درآمدهای غیرعملیاتی، تأثیر منفی بر سود نهایی شرکت گذاشته است.
کاهش نقدینگی، افزایش هزینه و افت صادرات؛ سه چالش جدی فولاد مبارکه روی میز سعید زرندی
در میان آمارهای ارائهشده، یک نکته بهویژه قابلتوجه است: نسبت جریان نقد عملیاتی به سود خالص، که یکی از شاخصهای مهم برای ارزیابی کیفیت سود شرکتهاست، در فولاد مبارکه از ۸۰ درصد در سال ۱۴۰۲ به تنها ۴۲ درصد در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته است. این عدد زنگ خطری است برای مدیران جدید که باید بررسی کنند سودهای گزارششده تا چه اندازه واقعی بوده و تا چه حد به واسطه تغییرات حسابداری ایجاد شده است.
در گزارش مالی سال ۱۴۰۳، هزینههای مالی شرکت رشد چشمگیر ۴۴ درصدی داشته و به بیش از ۱۲ هزار میلیارد تومان رسیدهاند. این رقم حدود ۱۴ درصد از سود عملیاتی شرکت را بلعیده است. افزایش چنین هزینههایی در شرایطی که سودآوری شرکت تحت فشار قرار دارد، میتواند ریسک مالی فولاد مبارکه را بیش از پیش افزایش دهد.
همچنین، صادرات که یکی از محورهای درآمدی شرکت محسوب میشود، کاهش ۷ درصدی در مقدار فروش داشته و این در حالی است که سهم صادرات از کل فروش کمتر از ۱۵ درصد برأورد میشود. وابستگی شدید فولاد مبارکه به فروش داخلی در شرایطی که تقاضای داخلی نیز در حال کاهش است، یکی دیگر از چالشهای پیش روی این غول فولادی است.
عملکرد تولید و فروش داخلی شرکت نیز در دو ماه ابتدایی سال جدید هشداردهنده بوده است. کاهش ۷ درصدی تولید و افت ۱۵ درصدی فروش داخلی، نشاندهنده شرایط نامساعد تولید و فروش است که میتواند در ادامه سال نیز فشار بیشتری به شرکت وارد کند.
بحران مدیریتی و چالش انرژی در فولاد مبارکه؛ غول صنایع فولادی از درون و بیرون تحت فشار است
در کنار تمام این موارد، چالشهای ساختاری و مدیریتی نیز سهم قابلتوجهی در عملکرد شرکت داشتهاند. در سالهای اخیر، انتقادهای زیادی به نحوه مدیریت فولاد مبارکه وارد شده است. از ضعف در شفافیت قراردادها تا نبود نظارت کافی بر هزینهها، همگی نشان میدهد که مدیریت شرکت نیاز به بازنگری اساسی دارد.
گرچه فولاد مبارکه با سرمایهگذاریهایی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر و نیروگاههای سیکل ترکیبی تلاش کرده بخشی از چالشهای مرتبط با انرژی را مدیریت کند، اما همچنان در برابر محدودیتهای گسترده مصرف انرژی در کشور، بهویژه در فصول پیک مصرف، آسیبپذیر است. در صورت استمرار قطعی برق و گاز، حتی این شرکت نیز ممکن است ناچار شود بخشی از برق تولیدی خود را برای تأمین مصرف عمومی به شبکه سراسری بازگرداند؛ اتفاقی که میتواند هزینههای شرکت را بهشدت افزایش دهد و تولید را دچار اختلال کند.
در نهایت باید گفت، فولاد مبارکه در موقعیت حساسی قرار دارد. کاهش حاشیه سود ناخالص، عملیاتی و خالص، کاهش کیفیت سود و افت مقدار تولید و فروش، زنگ خطرهایی هستند که نمیتوان از کنار آنها بهسادگی عبور کرد. حال با گذشت بیش از سه ماه از آغاز فعالیت سعید زرندی در رأس مدیریت این شرکت، این سؤال جدیتر از همیشه مطرح است: برنامه او برای عبور فولاد مبارکه از این بحرانها چیست؟
بازگشت فولاد مبارکه به دوران طلایی خود، نیازمند اصلاحات ساختاری، تصمیمگیریهای شفاف، کنترل دقیق هزینهها و افزایش بهرهوری عملیاتی است. آیا زرندی میتواند سکان این غول صنعتی را در دریای متلاطم فعلی با موفقیت هدایت کند؟

