بحران پنهان در زنجیره فولاد ایران؛ چگونه مجوزهای صوری مسیر تولید را مختل کرده‌اند؟

بحران پنهان در زنجیره فولاد ایران؛ چگونه مجوزهای صوری مسیر تولید را مختل کرده‌اند؟

بازار فولاد ایران این روزها درگیر مسئله‌ای است که اگرچه در ظاهر پنهان مانده، اما اثرات آن در تک‌تک حلقه‌های تولید دیده می‌شود. داستان از جایی شروع می‌شود که بسیاری از تولیدکنندگان واقعی برای خرید ورق گالوانیزه، اسیدشویی و سایر محصولات فولادی به بورس کالا مراجعه می‌کنند، اما تنها بخش ناچیزی از نیازشان تأمین می‌شود. در مقابل، شرکت‌هایی وارد میدان شده‌اند که خط تولید مشخصی ندارند، اما با دریافت مجوزهای تولید، سهمیه‌های ارزشمند بورسی را خریداری و همان مواد اولیه را چند برابر قیمت به کارخانه‌ها می‌فروشند. همین چرخه، امروز به یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت فولاد تبدیل شده است.

این وضعیت برای فعالان بازار فولاد کاملاً ملموس است. بسیاری از آنان روایت می‌کنند که چگونه مجبور شده‌اند ورق‌های موردنیازشان را با قیمتی بسیار بالاتر از نرخ جهانی تهیه کنند، تنها به این دلیل که مسیر رسمی، ظرفیت کافی برای تأمین نیاز واقعی تولید ندارد. فضای بورسی نیز به‌جای آنکه محلی برای مدیریت عرضه و تقاضا باشد، به نقطه‌ای تبدیل شده که واسطه‌ها از آن بهره‌برداری می‌کنند و سودهای غیرمتعارف به دست می‌آورند.

سهمیه‌هایی که تولید نمی‌کنند!

در شرایط طبیعی، سهمیه‌های بورسی باید به واحدهایی تخصیص داده شود که تولید واقعی دارند. اما محدودیت عرضه و کمبود نظارت باعث شده برخی شرکت‌ها با گرفتن مجوزهای صوری، سهمیه‌هایی را دریافت کنند که هیچ تناسبی با ظرفیت تولیدشان ندارد. آن‌ها مواد اولیه را از بورس کالا خریداری می‌کنند، بدون آنکه حتی یک دستگاه فعال داشته باشند، و سپس همان مواد را در بازار آزاد با نرخ‌های چند برابر می‌فروشند.

این روند برای کارخانه‌هایی که به صورت واقعی فعالیت می‌کنند، ضربه سنگینی است. زمانی که تولیدکننده مجبور است ورق سرد و گالوانیزه را با نرخ چند برابر قیمت رسمی خریداری کند، هزینه تمام‌شده محصول بالا می‌رود و توان رقابتی کاهش می‌یابد. در صنایع خودروسازی، لوازم‌خانگی و تجهیزات صنعتی، این افزایش قیمت به‌طور مستقیم خود را در قیمت نهایی کالا نشان می‌دهد.

دلالی سازمان‌یافته؛ فراتر از یک اختلال ساده

موضوع تنها گران‌تر شدن مواد اولیه نیست. ادامه این روند به‌مرور یک بازار سیاه ایجاد می‌کند؛ بازاری که در آن واسطه‌ها به‌جای تولیدکنندگان، نقش تعیین‌کننده قیمت دارند. این وضعیت نه‌تنها اعتماد فعالان بازار به روندهای رسمی را تضعیف می‌کند، بلکه اجرای برنامه‌های تولیدی را نیز با مشکل روبه‌رو می‌سازد.

وقتی کارخانه‌ای نتواند به موقع مواد اولیه موردنیازش را دریافت کند، مجبور می‌شود برنامه تولید را تغییر دهد، ظرفیت‌ها را کاهش دهد یا حتی بخش‌هایی از خط تولید را موقتاً خاموش کند. همین موضوع بهره‌وری صنایع پایین‌دستی را کاهش می‌دهد و در نهایت بر صادرات نیز اثر می‌گذارد. کاهش توان رقابتی، آن‌هم در بازاری که برخی کشورها با قیمت‌های تهاجمی واردات فولاد را تهدید می‌کنند، برای اقتصاد ایران پیامدهای جدی دارد.

کارشناسان این شرایط را نتیجه کمبود شفافیت در سیستم تخصیص سهمیه‌ها و نظارت ناکافی بر عملکرد دارندگان مجوزهای تولید می‌دانند. در نبود یک سامانه جامع که مصرف واقعی سهمیه‌ها را کنترل کند، شرکت‌های غیرواقعی می‌توانند آزادانه فعالیت کنند و دست واسطه‌گری را باز نگه دارند.

فشارهای اقتصادی بر صنایع پایین‌دستی

صنایه‌ای مانند خودروسازی یا تولید تجهیزات صنعتی، بدون دسترسی پایدار و قیمت منصفانه به ورق‌های فولادی نمی‌توانند برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشند. کوچک‌ترین اختلال در تامین، می‌تواند به توقف خط تولید منجر شود. در برخی موارد، افزایش قیمت ورق فولادی باعث شده حاشیه سود تولیدکنندگان به شدت کاهش یابد.

تولیدکننده‌ای که مواد اولیه را چند برابر قیمت جهانی خریداری می‌کند، طبیعی است که در بازار داخلی و خارجی قدرت رقابت نخواهد داشت. این وضعیت، فشار بیشتری بر صنایع وارد می‌کند و حتی می‌تواند مانع توسعه محصولات جدید یا افزایش ظرفیت تولید شود.

راهکارهایی برای خروج از بحران

کارشناسان معتقدند برای توقف این روند، چند اقدام ضروری باید اجرا شود:

  • اصلاح و شفاف‌سازی فرآیند تخصیص سهمیه‌ها؛ سهمیه باید براساس ظرفیت واقعی خطوط تولید و مصرف مستند تخصیص یابد.
  • نظارت بیشتر بر فروش مواد اولیه در بازار آزاد؛ عرضه موادی که خارج از بورس و چارچوب رسمی خریداری شدند باید محدود و قابل پیگیری باشد.
  • افزایش عرضه در بورس کالا؛ هرقدر عرضه رسمی بیشتر شود، قدرت دلالی کاهش می‌یابد.
  • پایش دوره‌ای فعالیت تولیدکنندگان؛ تنها کارخانه‌هایی که تولید مستمر دارند باید امکان دریافت سهمیه بورسی داشته باشند.

اجرای این راهکارها می‌تواند به کاهش فشار بر تولیدکنندگان واقعی کمک کند و بازار فولاد را از وضعیت فعلی دور نگه دارد. جلوگیری از سوءاستفاده‌های سازمان‌یافته نه‌تنها به کاهش هزینه‌های تولید منجر می‌شود، بلکه اعتماد به سازوکارهای رسمی را نیز افزایش می‌دهد و زمینه را برای توسعه پایدار صنعت فولاد فراهم می‌کند.

صنعت فولاد ایران در نقطه حساسی قرار دارد. اگرچه ظرفیت تولید کشور بالاست، اما مدیریت نادرست در تخصیص سهمیه‌ها و ضعف نظارت باعث شده بخشی از توان بالقوه این صنعت به جای تولید، صرف مقابله با واسطه‌گری شود. با اصلاح فرایندها و اولویت‌دادن به تولید واقعی، می‌توان امید داشت که این صنعت دوباره مسیر طبیعی خود را پیدا کند و زنجیره ارزش فولاد، از معدن تا صنایع پایین‌دستی، به سر و سامان برسد.

→ به این مطلب امتیاز دهید
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *