
بازار جهانی فولاد این روزها بیش از هر زمان دیگری به میدان برخورد نیروهای مختلف تبدیل شده است؛ نیروهایی که هرکدام از یکسو مرزهای تجارت جهانی را جابهجا میکنند و از سوی دیگر جریان صادرات ایران را تحتتأثیر قرار میدهند. تصویری که اکنون پیش روی فعالان بازار قرار دارد، نشان میدهد سیاستهای حمایتی، ضعف تقاضای شرق آسیا، فشار هزینه در کارخانههای بزرگ و مقررات تازه ارزی در ایران، همزمان در حال تغییر دادن مسیر آینده هستند.
بازگشت سیاستهای حمایتی؛ هشدار کانادا و نگرانی کره جنوبی
کانادا با اجرای طرح جدید حفاظتی، نقطه شروع موج تازهای از حمایتگرایی در زنجیره فولاد شده است. کاهش سهمیه تعرفهای فولاد برای کشورهای دارای توافق تجارت آزاد از ۱۰۰ به ۷۵ درصد و اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر مشتقات فولادی، تنها یک اقدام محدودکننده ساده نیست؛ درواقع نشانهای روشن از بازگشت سیاستهایی است که جریان تجارت آزاد فولاد را سالها پیش به چالش کشیده بود.
برای کرهجنوبی، این تغییر یک هشدار بزرگ است. کشوری که سال گذشته ۶۲۰ هزار تن فولاد به ارزش ۷۸۰ میلیون دلار به کانادا صادر کرده، اکنون نگران است که این محدودیتها نهتنها صادراتش را هدف قرار دهد، بلکه مسیر سرمایهگذاری شرکتهای کرهای در آمریکای شمالی را نیز دشوار کند. واکنش سئول نشان میدهد که بازارهای غربی ممکن است دوباره به سمت سازوکارهای محدودکننده بروند و این مسئله برای جریان صادرات آسیایی پیامدهای جدی خواهد داشت.
تولید جهانی در مسیر ناپایدار؛ شکاف بین آسیا و غرب
صورتهای مالی فولادسازان جهانی در سهماهه سوم ۲۰۲۵ نشان میدهد که صنعت فولاد هنوز از شوکهای ساختاری سالهای گذشته فاصله نگرفته است.
در شرق آسیا، نیپون استیل با رشد ۴۲ درصدی تولید و پوسکو با افزایش ۵ درصدی، تلاش میکنند موقعیت خود را حفظ کنند؛ اما در مقابل، کاهش ۶ درصدی تولید آرسلورمیتال نشاندهنده رکود سنگین در اروپا و آمریکا است.
این اختلاف تولید، در سودآوری نیز کاملاً آشکار است. پوسکو با وجود رشد ۱۴ درصدی سود عملیاتی هنوز با چالشهای هزینهای دستبهگریبان بوده و نیپون استیل با وجود جهش درآمدی، افت ۹۹ درصدی سود عملیاتی را ثبت کرده است.
مجموع این دادهها میگوید بازار جهانی فولاد هنوز از مرحله «ثبات» فاصله دارد و هر عامل بیرونی میتواند توازن شکننده عرضه و تقاضا را برهم بزند.
شرق آسیا در وضعیت انتظار؛ نشانههایی کوچک از بهبود احتمالی
بازار شرق آسیا این هفته رفتاری محتاطانه داشت؛ نه نشانی از صعود قاطع دیده شد و نه از ریزش سنگین. بیلت چین در همان محدوده ۴۲۳ دلار بدون تغییر ماند، اما میلگرد در بورس شانگهای تا ۴۴۳ دلار عقبنشینی کرد. شاخص مدیران خرید روی عدد ۴۸، همچنان فاز انقباضی بازار را نشان میدهد. با این حال، کاهش موجودی انبارها و رشد محدود قراردادهای آتی پیامهای متفاوتی به بازار ارسال کردهاند؛ پیامهایی که احتمال تقویت تقاضا در آینده را مطرح میکند.
افزایش ۵ دلاری قیمت پایه ورق گرم توسط کارخانههای بزرگ چینی نیز نشان میدهد تولیدکنندگان انتظار دارند بازار در ماههای آینده تکانی هرچند محدود بخورد. اگر سیاستهای محرک دولت چین عملیاتی شود یا پروژههای زیرساختی سرعت بگیرد، فشار تقاضا در شرق آسیا میتواند مجدد فعال شود و این تغییر به سرعت در بازارهای صادراتی منعکس خواهد شد.
صادرات ایران زیر ذرهبین سیاستهای ارزی؛ سکوتی که معنای زیادی دارد!
در ایران، بازار شمش و محصولات طویل هفتهای آرام اما سرشار از انتظار را پشت سر گذاشت. دلیل این آرامش، تصمیم دولت درباره سازوکار جدید تسعیر ارز در «بازار ثانویه» بود؛ سازوکاری که صادرکنندگان هنوز در حال ارزیابی پیامدهای آن هستند.
با وجود این سردرگمی، برخی معاملات محدود به ثبت رسید:
- پیشنهاد ۳۰ هزار تن شمش در بازه ۴۱۰ تا ۴۱۵ دلار فوب،
- عرضه شمش آذربایجان شرقی با نرخ ۴۱۰ دلار فوب بندرعباس،
- معامله ۱۰ هزار تن شمش خراسان با نرخ ۳۸۰ دلار EXW،
- و یک معامله به مقصد الجزایر با نرخ ۴۸۳ دلار CFR.
نرخ هفتگی شمش صادراتی ایران نیز توسط متالاکسپرت ۳ دلار رشد کرد و به ۴۰۸ دلار فوب رسید. این رفتار نشان میدهد بازار در آستانه تغییرات بزرگ، ترجیح داده آرام بماند و منتظر روشن شدن پیامدهای سیاست ارزی باشد.
بازار داخلی ایران؛ فشار ارز، هزینه و عرضه محدود
بازار داخلی آهنآلات نیز همسو با روند جهانی و عوامل داخلی، مسیر افزایشی را طی کرد. میلگرد در بازه ۴۰٬۹۰۰ تا ۴۶٬۵۰۰ تومان معامله شد و تیرآهن در سایزهای مختلف بین ۲۰۰ هزار تا ۲ میلیون تومان رشد قیمت ثبت کرد.
ورقهای ST37 و ST52 نیز افزایش داشتند، افزایشی که ناشی از رشد قیمت جهانی ورق، جهش نرخ اسلب، هزینههای انرژی و ناپایداری عرضه بود. رفتار اخیر بازار بهخوبی نشان میدهد که ایران بیش از هر زمان دیگری از تغییرات آسیای شرقی و نرخهای صادراتی تأثیر میپذیرد و هر تکانه بیرونی میتواند بهسرعت روی نمودارهای قیمت داخلی منعکس شود.
بازار فولاد امروز در نقطهای ایستاده که هر تصمیم سیاسی، هر نوسان تقاضا در شرق آسیا و هر تغییر در مقررات ارزی ایران میتواند مسیر آینده آن را دگرگون کند. آنچه این تصویر را پیچیدهتر میکند، ترکیب همزمان این عوامل است؛ حمایتگرایی در کانادا، ناپایداری تولید جهانی، سیگنالهای پراکنده شرق آسیا و سیاستهای ارزی جدید در ایران.
در چنین فضایی، مسیر بازار بیشتر از آنکه با شاخصهای بنیادی تعیین شود، تابعی از ریسکهای بیرونی و سرعت واکنش فعالان است؛ ریسکهایی که همچنان سایه سنگین خود را بر زنجیره فولاد ایران و جهان گستردهاند.

