
افزایش یا عدم افزایش قیمت بنزین در سال ۱۴۰۴ تنها یک تصمیم اقتصادی نیست و پیامدهای گستردهای در زنجیره تولید، صنعت و حتی زندگی روزمره مردم دارد. یکی از مهمترین صنایعی که در سایه این تغییرات قرار میگیرد، صنعت فولاد است؛ صنعتی که حالا در جایگاه دهم جهانی قرار گرفته و یکی از ستونهای اقتصاد ایران به حساب میآید.
دولت در تصمیمی مهم، اعلام کرده که فعلاً برنامه سه نرخی شدن گازوئیل که قرار بود از تابستان ۱۴۰۴ اجرا شود، متوقف شده است. این تصمیم از یک سو باعث آرامش نسبی در میان رانندگان و کامیونداران شده و از سوی دیگر شایعات مربوط به سه نرخی شدن بنزین را فعلاً به حاشیه برده است؛ اما آیا این به معنای حذف احتمال افزایش قیمت بنزین است؟
رابطه بنزین و فولاد چیست؟
در نگاه اول، بنزین و فولاد شاید دو مقوله جدا به نظر برسند، اما کافی است کمی عمیقتر نگاه کنیم. صنعت فولاد وابسته به حملونقل است؛ هم در تأمین مواد اولیه مثل سنگ آهن، زغالسنگ و گاز طبیعی و هم در توزیع محصولات نهایی به کارخانهها، پروژههای ساختمانی و بنادر صادراتی. هرگونه افزایش در قیمت سوخت، بهویژه بنزین و گازوئیل، به صورت مستقیم هزینههای لجستیکی را افزایش میدهد و این یعنی بالا رفتن بهای تمامشده تولید فولاد.
این موضوع به خصوص برای ایران که به دلیل تحریمها و چالشهای صادراتی، هزینههای مازاد در زنجیره تولید و توزیع فولاد را به همراه دارد، اهمیت دوچندان پیدا میکند. هزینههایی که هم تولید کننده را تحت فشار قرار میدهد و هم در نهایت به مصرف کننده منتقل میشود. اگر بنزین سه نرخی یا افزایش قیمت آن اجرایی شود، به صورت زنجیرهای روی قیمت محصولات فولادی، هزینه ساختوساز، زیرساختهای عمرانی و حتی قیمت خودرو تأثیر میگذارد.
از طرف دیگر، بنزین ارزان در ایران همیشه بهعنوان ابزاری برای حمایت غیرمستقیم از صنایع و حملونقل مورد استفاده قرار گرفته است. اما این سیاست، در بلندمدت ناپایدار بوده و دولت ناچار است برای مدیریت کسری بودجه، ناترازی یارانهها و رشد فزاینده مصرف، تصمیمات سختی بگیرد. اینکه این تصمیمات از چه زمانی و چگونه اعمال شوند، سوال اصلی این روزهای اقتصاد ایران است.
تغییرات پنهان در سیاست بنزین؛ تهدیدی خاموش برای رقابتپذیری فولاد ایران
دولت در آخرین موضعگیریهای خود، اعلام کرده که هیچ گزینهای مبنی بر سه نرخی شدن بنزین روی میز نیست و اگر تصمیمی گرفته شود، مردم را پیش از اجرا مطلع خواهد کرد. این موضع گیری در واقع نوعی عقبنشینی تاکتیکی در مقابل فشارهای اجتماعی و اقتصادی بهنظر میرسد. اما تجربه نشان داده که عقبنشینیهای اینچنینی لزوماً به معنای لغو دائم نیست، گاهی فقط خرید زمان برای اجرای تدریجی تصمیم است.
در کنار همه اینها، نباید نقش بازار جهانی انرژی را نادیده گرفت. فاصله قیمت بنزین در ایران با نرخهای جهانی، انگیزه قاچاق را بالا نگه داشته و تعادل عرضه و تقاضا را در داخل کشور به هم زده است. مصرف بنزین در سالهای اخیر رشد کرده، ولی قیمت آن از آبان ۱۳۹۸ تا کنون تغییر نکرده است. این یعنی یارانه پنهان سوخت هر روز بزرگتر شده و فشار بیشتری به بودجه عمومی وارد میکند؛ موضوعی که در نهایت میتواند تصمیمگیران را ناچار به بازنگری در سیاستهای فعلی کند.
برای صنعت فولاد ایران که در مسیر توسعه و جهانی شدن قرار گرفته، ثبات در سیاستهای انرژی و سوخت یک عامل حیاتی است. افزایش ناگهانی قیمت بنزین، بدون برنامهریزی برای جبران آن در زنجیره تأمین، میتواند شوک بزرگی به تولیدکنندگان وارد کند. در حالی که فولاد ایران در حال رقابت در بازارهای بینالمللی است، هر نوع نوسان در هزینههای داخلی میتواند قدرت رقابت را کاهش دهد و زمینهساز افت صادرات شود.
تصمیمات سوختی در میدان تعادل؛ فرصت یا تهدید برای آینده فولاد ایران؟
در نهایت، تصمیم نهایی درباره قیمت بنزین فقط به سیاستگذاریهای کوتاهمدت برنمیگردد؛ بلکه بخشی از یک پازل بزرگتر به نام اصلاح ساختار اقتصادی کشور است. اما باید مراقب بود که این اصلاحات بدون در نظر گرفتن تأثیرات زنجیرهای، به جای حل مسئله، خود به مسئلهای جدید تبدیل نشود. برای صنعتی مانند فولاد که موتور رشد صنعتی ایران به شمار میرود، سیاستهای انرژی باید نهتنها منصفانه، بلکه هوشمندانه و هماهنگ با برنامههای توسعهای کشور تدوین شوند.
در شرایطی که صنعت فولاد ایران به عنوان نماد پیشرفت صنعتی و صادرات غیرنفتی مطرح است، تغییر در نرخهای انرژی میتواند بهعنوان تیغی دو لبه عمل کند. از یک سو زمینهساز مدیریت مصرف و کاهش قاچاق و از سوی دیگر، چالشی در مسیر رقابتپذیری و حفظ جایگاه جهانی این صنعت. انتخاب با دولت است؛ توازن بین واقعیتهای اقتصادی و پیامدهای صنعتی. اما پیام روشن است: هر تصمیمی درباره بنزین، باید با درک دقیق از تأثیر آن بر فولاد و ستونهای دیگر اقتصاد کشور گرفته شود.

