
بازار آهن ایران در نیمه آبان ۱۴۰۴ با وضعیتی بیسابقه مواجه شد؛ قیمتها در بسیاری از مقاطع فولادی کاهش یافت، اما بهجای افزایش خرید، سکوتی سنگین بر معاملات حاکم شد. نه سازندگان برای آغاز پروژه جدید انگیزه دارند، نه خریداران نهایی توان ورود به بازار را. این تضاد عجیب، چهره تازهای از رکود را به نمایش گذاشته است؛ رکودی که برخلاف گذشته، ریشه در قیمت ندارد، بلکه در بیاعتمادی، کمبود نقدینگی و توقف پروژههای عمرانی ریشه دوانده است.
رکود بازار آهن، حاصل بحران تقاضا
کارشناسان بر این باورند که این رکود نه ناشی از ضعف تولید بلکه حاصل بحران در بخش تقاضاست. سازندگان و انبوهسازان در ماههای اخیر با دو مانع جدی روبهرو شدهاند: کمبود سرمایه و نااطمینانی اقتصادی. نرخ سود بالای بانکی سرمایهها را در حسابهای سپرده حبس کرده و بیثباتی نرخ ارز نیز پیشبینی هزینهها را دشوار ساخته است. در چنین شرایطی، آغاز پروژه جدید به یک ریسک پرهزینه تبدیل شده است. از سوی دیگر، رکود بازار مسکن و کاهش توان خرید خانوارها باعث شده خریداران نهایی نیز از بازار خارج شوند.
به بیان سادهتر، بازار آهن در نقطهای قرار گرفته که نه تولیدکننده میتواند فروش بیشتری داشته باشد و نه خریدار انگیزهای برای ورود دارد. این همان چیزی است که اقتصاددانان از آن بهعنوان «رکود دوطرفه» یاد میکنند؛ وضعیتی که در آن عرضه و تقاضا هر دو دچار انجماد میشوند.
از سوی دیگر، افزایش هزینههای ساخت، حتی اثر کاهش قیمت فولاد را نیز خنثی کرده است. فعالان ساختمانی میگویند تورم مصالح، انرژی و دستمزد چنان شدید بوده که کاهش چنددرصدی قیمت آهن هیچ تأثیری در کاهش بهای تمامشده پروژه ندارد. طبق برآوردها، هزینه ساختوساز در یک سال اخیر حدود ۳۰ درصد رشد کرده و دستمزد کارگران مهاجر نیز تا ۴۰ درصد افزایش یافته است. این شرایط سبب شده پروژههای نیمهتمام در کشور بیشتر شوند و جریان نقدینگی در صنعت ساختمان به حداقل برسد.
ورق و پروفیل، نجات یافتههای بازار آهن
در این میان، تنها بخشهایی از بازار فولاد که با صنایع غیربنایی ارتباط دارند، توانستهاند نسبتی از ثبات را حفظ کنند. ورق سیاه و پروفیل نمونهای از این وضعیت هتسند. برخلاف میلگرد که مستقیم با بخش ساختمان سر و کار دارد، این دو محصول در صنایعی چون خودروسازی، لوازم خانگی و تجهیزات فلزی کاربرد دارند. همین وابستگی به بخشهای صنعتی، باعث شده قیمت آنها در آبان نهتنها پایین نیاید، بلکه اندکی افزایش نیز داشته باشد.
تیرآهن نیز در مسیر متفاوتی حرکت میکند. اگرچه رشد قیمت آن محدود بوده، اما ثبات نسبی در پروژههای صنعتی و صادرات به کشورهایی چون عراق و ترکیه موجب شده بازار این مقطع از نوسانات تند در امان بماند. کارشناسان معتقدند این وضعیت نشاندهنده تعادل شکنندهای است که فعلاً مانع سقوط گستردهتر بازار فولاد شده است.
نقش بحران تأمین مالی در رکود بازار آهن و فولاد
اما شاید مهمترین عامل پنهان این رکود، بحران تأمین مالی باشد. بانکها توان پرداخت تسهیلات عمرانی را از دست دادهاند و مدلهای سنتی پیشفروش نیز دیگر کارایی گذشته را ندارند. سرمایهگذاران خصوصی بهدلیل نااطمینانی از آینده، ترجیح میدهند نقدینگی خود را در بازارهای کمریسکتری مانند سپردههای بانکی یا ارز پارک کنند. در چنین وضعی، حتی سیاستهای تخفیفی کارخانهها نیز تأثیری بر رفتار بازار ندارد.
نتیجه این عوامل، بازاری ظاهرا آرام اما در باطن بیتحرک است. قیمتها نوسان دارند، اما حجم معاملات پایین است. میلگرد سقوط میکند، ورق سیاه رشد جزئی دارد، تیرآهن تقریباً ثابت میماند؛ اما هیچکدام از این تغییرات نشانه رونق نیست. بلکه همه از یک واقعیت تلخ خبر میدهند: توقف چرخ سرمایه در صنعت ساختوساز.
دیدگاه کارشناسان در مورد آینده بازار آهن چیست؟
با این حال، برخی کارشناسان نگاه بدبینانه مطلق به آینده ندارند. آنها معتقدند سال ۱۴۰۴ میتواند سال بازنگری در راهبردهای ساختوساز و سرمایهگذاری باشد. بهویژه اگر سیاستهای کلان اقتصادی به سمت کنترل نرخ بهره و تحریک پروژههای عمرانی حرکت کند، بازار فولاد نیز فرصت تنفس خواهد یافت. اما تا زمانی که نقدینگی در بخش تولید تزریق نشود و تقاضای واقعی در بازار مسکن شکل نگیرد، کاهش قیمتها نمیتواند نجاتبخش باشد.
داستان امروز بازار آهن یادآور یک قاعده اقتصادی است که اغلب فراموش میشود؛ کاهش قیمت همیشه نشانه فرصت نیست، گاهی زنگ هشدار است. این روزها، زیر پوست آرام بازار فولاد، نشانههایی از تغییر دیده میشود؛ تغییراتی که شاید در نیمه دوم سال مسیر تازهای برای کارخانهها، پیمانکاران و سرمایهگذاران رقم بزند. اما تا آن زمان، بازار آهن همچنان در انتظار خریدارانی است که فعلا در سایه بیاعتمادی و کمبود نقدینگی پنهان شدهاند.

