
در بحبوحه نوسانات ارزی و تحولات سیاسی و اقتصادی، حالا نام دلار ۱۷۸ هزار تومانی در فضای اقتصادی کشور به شکلی جدی بر سر زبانها افتاده است؛ عددی که تا چندی پیش تنها در سناریوهای فرضی تحلیلگران دیده میشد، اما حالا با استناد به گفتههای دکتر محمدباقر نوبخت، رئیس پیشین سازمان برنامه و بودجه، به سناریویی محتمل در صورت تداوم تحریمها تبدیل شده است. این هشدار جدی نه فقط بر وضعیت عمومی اقتصاد کشور بلکه به شدت بر صنعت فولاد که وابستگی مستقیم به نرخ ارز دارد، تاثیرات مهم و تعیینکنندهای خواهد گذاشت.
وقتی دلار در سرنوشت فولاد نقش کلیدی ایفا میکند!
برای درک بهتر ماجرا باید نگاهی به پیوند تنگاتنگ بین نرخ ارز و بازار فولاد بیندازیم. فولاد، یکی از ارکان اصلی اقتصاد ایران، هم در صادرات نقش محوری دارد و هم در تامین مواد اولیه و تجهیزات، بهشدت به واردات وابسته است. زمانی که قیمت دلار افزایش پیدا میکند، قیمت همه چیز در تولید نیز بالا میرود؛ از گاز و برق تا ماشینآلات و قطعات. این افزایش هزینه، بر قیمت محصولات فولادی تأثیر میگذارد.
در دهه گذشته، تجربه ثابت کرده است که هر جهش ارزی، یک شوک سنگین به زنجیره تأمین فولاد وارد کرده است؛ که شامل کاهش توان خرید داخلی تا ریزش تقاضای ساختوساز و پروژههای عمرانی بودهاند و همه و همه در حلقهای از وابستگی به نرخ ارز گرفتار شدهاند.
بررسی سالهای طلایی ۹۴ تا ۹۷ تا امروز
به گفته نوبخت، بازه زمانی ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷ دوران ثبات نرخ ارز و رشد اقتصادی بود. دلار زیر ۴ هزار تومان، شرایطی را برای تولیدکننده ایرانی فراهم کرده بود که بتواند نفس بکشد و برنامهریزی کند. این دوره، برای بسیاری از شرکتهای فولادی و صنعتی، فرصتی برای نوسازی خطوط تولید و توسعه صادرات بود.
اما از سال ۱۳۹۷ به بعد و با تشدید تحریمها، ورق برگشت. نرخ ارز بالا رفت، سرمایهگذاری کاهش پیدا کرد و پروژههای بزرگ عمرانی یکی یکی به کما رفتند. نوبخت تأکید میکند که اگر تحریمها پابرجا بمانند، همانگونه که در سال ۱۴۰۰ پیشبینی کرده بودند، دلار میتواند تا پایان سال ۱۴۰۴ به ۱۷۸ هزار تومان برسد. پیشبینی که حالا دیگر نه تنها غیرواقعی نیست، بلکه با واقعیتهای بازار و رشد نرخهای غیررسمی تطابق دارد.
سناریوی دلار ۱۷۸ هزار تومانی؛ فولاد در وضعیت هشدار
اگر نرخ دلار واقعاً به این عدد برسد، بازار فولاد در یکی از بحرانیترین وضعیتهای تاریخ خود قرار خواهد گرفت. مهمترین تبعات آن به شرح زیر است:
- افزایش هزینه تولید: مواد اولیه، قطعات، تجهیزات، و انرژی؛ همه وابسته به ارز هستند. جهش دلار به معنای افزایش بیرویه هزینههاست.
- افزایش قیمت محصول نهایی: قیمت میلگرد، تیرآهن و ورق، تابع مستقیم نرخ ارز است و در صورت تحقق این سناریو، بازار ساختوساز با بحران جدی روبرو خواهد شد.
- سقوط قدرت خرید بازار داخلی: با تورم سنگین ناشی از افزایش نرخ دلار، تقاضای داخلی برای فولاد بهشدت افت خواهد کرد.
- افزایش رقابت برای صادرات: هرچند صادرات فولاد با ارز بالا سودآور به نظر میرسد، اما کاهش دسترسی به مواد اولیه و افزایش هزینه حملونقل و تعرفهها میتواند مزیت رقابتی ایران را در بازار جهانی کاهش دهد.
- خطر ورشکستگی بنگاههای کوچک و متوسط فولادی: این شرکتها که به سختی در شرایط فعلی دوام میآورند، در چنین نرخ ارزی، امکان ادامه فعالیت نخواهند داشت.
آیا تاریخ در بازار فولاد تکرار میشود؟
این نخستینبار نیست که هشدار درباره اثرات تحریم و نرخ ارز داده میشود. اما چیزی که پیشبینی نوبخت را متمایز میکند، صراحت عددی و مستند بودن آن در گزارش رسمی سازمان برنامه و بودجه در سال ۱۴۰۰ است. او به صراحت گفته بود که اگر تحریم رفع نشود، نرخ ارز به ۱۱۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۴ و سپس ۱۷۸ هزار تومان خواهد رسید. حال، با نزدیک شدن به این بازه زمانی و عبور نرخ ارز از مرزهای ذهنی گذشته، به نظر میرسد این هشدارها در حال تحقق هستند.
در چنین شرایطی، بازار فولاد باید خود را برای سناریوهای مختلف آماده کند. تجربه نشان داده که شرکتهایی که انعطافپذیری بیشتری در سیاستهای ارزی و تنوعبخشی به بازارهای صادراتی دارند، بهتر میتوانند از بحرانها عبور کنند.
بازار فولاد نیاز به تصمیمگیریهای بزرگ دارد
اکنون کشور در آستانه یک انتخاب بزرگ قرار دارد؛ ادامه مسیر فعلی با تحریمها و بحرانهای ارزی یا حرکت بهسوی تعامل سازنده با جهان و گشودن راه تنفس برای اقتصاد. نوبخت با صراحت تأکید میکند که کسانی که از رفع تحریم دفاع میکنند، نه ترسو، بلکه عاقل هستند. چراکه اقتصاد با سیاست گره خورده و توسعه، بدون تعامل بینالمللی، تنها یک شعار باقی میماند.
بازار فولاد، به عنوان یکی از حیاتیترین حوزههای اقتصادی، به ثبات نیاز دارد. این ثبات، در گرو کاهش ریسکهای کلان، اصلاح نظام ارزی و تصمیمگیریهای شجاعانه در سطح کلان کشور است. اگر این گامها برداشته نشوند، شاید پیش بینی دلار ۱۷۸ هزار تومانی محقق میشود که هیچ، بلکه بازار فولاد و دیگر بخشهای اقتصاد نیز در تاریخ، تکرار بحرانهای تلخ گذشته را تجربه کنند.

