
افزایش تعرفههای برق در بخش صنعتی، بهعنوان یکی از چالشهای مهم پیش روی صنعت فولاد کشور مطرح شده است. این تغییر علاوه بر اینکه هزینههای جاری تولید را افزایش میدهد، آثار قابل توجهی بر بهرهوری، قیمت تمام شده مقاطع فولادی و توازن عرضه و تقاضا در بازار دارد.
نقش برق در فرآیندهای تولید فولاد
صنعت فولاد بهدلیل مصرف بالای انرژی در فرآیندهای تولید، بهشدت وابسته به تأمین پایدار و مقرون به صرفه انرژی برق است. کورههای قوس الکتریکی، خطوط نورد گرم و سرد، تجهیزات کنترل کیفی و سایر اجزای خطوط تولید، همگی نیازمند برق زیادی هستند. افزایش تعرفههای برق به صورت مستقیم بر قیمت تمام شده محصولاتی چون میلگرد، تیرآهن و ورقهای فولادی اثر میگذارد و موجب کاهش حاشیه سود تولیدکنندگان میشود.
تأثیر افزایش تعرفههای انرژی بر بهرهوری تولید
در پی رشد نرخ برق، برخی واحدهای تولیدی اقدام به کاهش یا حذف شیفتهای کاری در ساعات اوج مصرف کردهاند. این تصمیم، هرچند در راستای کنترل هزینهها گرفته شده، اما منجر به کاهش حجم تولید، تأخیر در تحویل سفارشها و ایجاد نوسان در بازار شده است. برخی واحدهای کوچکتر که محدودیت منابع مالی دارند، حتی ناگزیر به توقف موقت خطوط تولید شدهاند.
تأثیر بر بازار عرضه و قیمت مقاطع فولادی
کاهش تولید ناشی از فشار هزینههای انرژی، در شرایطی که تقاضا همچنان وجود دارد، موجب بروز نوسان در بازار و رشد تدریجی قیمتها میشود. گزارشها نشان میدهد که در هفتههای اخیر، قیمت برخی سایزهای میلگرد و تیرآهن افزایش داشته که یکی از دلایل آن رشد هزینه انرژی است. این روند برای فعالان حوزه ساختوساز و پروژههای عمرانی نیز چالش برانگیز خواهد بود.
واحدهای تولیدی کوچک؛ آسیبپذیرترین بخش زنجیره تولید
واحدهای تولیدی بزرگ تا حد زیادی توان جذب شوکهای ناشی از تغییر تعرفهها را دارند، اما واحدهای تولیدی کوچک با مشکلاتی از قبیل محدودیت نقدینگی در گردش، ضعف در دسترسی به تسهیلات و وابستگی به تولید مداوم، آسیبپذیری بیشتری دارند. این موضوع ممکن است منجر به تعطیلی بخشی از ظرفیت تولید ملی و در نهایت کاهش رقابت پذیری صنعت فولاد کشور شود.
در بسیاری از کشورها، واحدهای صنعتی بزرگ به سمت استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر مانند برق خورشیدی و بادی رفتهاند تا از وابستگی به شبکه سراسری بی نیاز شوند. در ایران، بهدلیل نبود حمایتهای کافی و هزینه بالای اجرای پروژههای زیرساختی، این روند کند است. سرمایهگذاری هدفمند و سیاستگذاری تشویقی نقش مؤثری در گسترش این الگو دارد.
راهکارهای پیشنهادی برای مدیریت بحران انرژی در صنعت فولاد
راهکارهایی برای مدیریت افزایش تعرفههای انرژی وجود دارد که در زیر آنها را بررسی میکنیم:
- انعقاد قراردادهای بلندمدت تأمین برق: همکاری میان صنایع فولادی و نیروگاههای مقیاس کوچک میتواند منجر به تثبیت قیمتها شود.
- ارتقاء بهرهوری انرژی در واحدهای تولیدی: نوسازی تجهیزات و بهکارگیری فناوریهای بهینهساز مصرف، از جمله اقدامات مؤثر در کاهش هزینههاست.
- پیگیری صنفی و تعامل با نهادهای تصمیمگیر: ایجاد ساز و کارهای حمایتی برای صنایع استراتژیک، نظیر تعرفههای ترجیحی یا پلکانی، نیازمند رایزنی مستمر تشکلهای صنعتی است.
- تدوین طرحهای تقسیط بدهی انرژی برای واحدهای حیاتی: همکاری بانکها و شرکتهای خدمات انرژی در این زمینه میتواند از تعطیلی ناخواسته واحدها جلوگیری کند.
افزایش تعرفه برق بهعنوان یکی از متغیرهای کلیدی مؤثر بر بهای تمامشده محصولات فولادی، نقشی تعیینکننده در آینده صنعت فولاد دارد. در صورت بیتوجهی به این مسئله، تداوم تولید، رقابتپذیری در بازارهای داخلی و صادراتی و امنیت صنعتی کشور با خطر جدی روبهرو میشود.

