
بازار فولاد در هفتههای اخیر وارد مسیر تازهای شده است؛ مسیری که برخلاف گذشته، تنها با دنبال کردن قیمت ارز یا نوسان جهانی فولاد قابل تحلیل نیست. اکنون سه نیروی کلان اقتصادی، همزمان و موازی، چشمانداز این صنعت را تحتفشار قرار دادهاند؛ تورم بالا، افزایش قیمت بنزین و رشد نرخ سود. ترکیب این سه عامل، تصویری از یک اقتصاد در آستانه رکود تورمی میسازد؛ وضعیتی که بر رفتار تولیدکنندگان فولاد، قیمت مقاطع، هزینه حملونقل و حتی توان خرید مصرفکنندگان اثر میگذارد.
تورم، بنزین و نرخ سود؛ سه محرک قدرتمند بیثباتی در اقتصاد
آمار تورم نقطهبهنقطه مهرماه نشان داد که اقتصاد ایران با موج جدیدی از فشار هزینهای و کاهش قدرت خرید وارد پاییز شده است. افزایش هزینه مواد اولیه، حملونقل، حقوق نیروی انسانی و خدمات عمومی، فضای کسبوکار را سنگینتر کرده و صنایع انرژیبر مانند فولاد را در معرض فشار مضاعف قرار داده است.
در همین حال، تصمیم دولت برای افزایش قیمت بنزین نیز پیام روشنی به بازار فرستاد: کسری بودجه در حال جبران از مسیر اصلاحات قیمتی است. این اقدام، علاوهبر فشار مستقیم بر حملونقل و لجستیک، انتظارات تورمی را نیز تقویت میکند و زنجیره تأمین فولاد را وارد فاز جدیدی از افزایش هزینه میبرد.
در کنار این دو عامل، افزایش نرخ سود اوراق اخزا نیز چهره تازهای از سیاستهای پولی را آشکار کرد. وقتی نرخ سود اوراق بهشدت بالا میرود، هزینه فرصت سرمایهگذاری در تولید افزایش یافته و منابع مالی ترجیح میدهند در بازارهای کمریسکتر گذاشته شوند. این تغییر جهت نقدینگی در کوتاهمدت به معنای کاهش سرمایهگذاری، تعویق پروژهها و عمق گرفتن رکود در صنایع پایه است.
ترکیب این سه قدرت مخرب، اقتصاد را در شرایطی قرار داده که فعالان صنعت فولاد از آن با عنوان «فشار سهگانه» یاد میکنند.
بازار در سکوتی سنگین؛ تعطیلی معاملات و توقف سیگنالهای قیمتی
هفته گذشته بازار فولاد سه روز کامل با تعطیلی سیستمهای بانکی روبهرو شد؛ وقفهای که عملاً امکان تسویه و انجام معاملات را از بین برد.
نتیجه این توقف، شکلگیری یک سکوت معاملاتی بود؛ سکوتی که بسیاری از معاملهگران از آن بهعنوان «خلأ سیگنال» یاد میکنند. با نبود قیمتهای جدید، فعالان بازار بدون نشانه وارد هفته جدید شدند و همین موضوع احتمال افزایش دامنه نوسان را بالا برده است.
در همین دوره، یکی از مهمترین اتفاقات، اعلام دستورالعمل جدید معاملات فولاد در تالار دوم بورس کالا بود. این دستورالعمل به باور بسیاری از فعالان صنعت، زمینه افزایش ۱۵ تا ۳۰ درصدی قیمت فولاد را فراهم میکند؛ چراکه شیوه تخصیص، ساختار عرضه و نحوه تعیین قیمت پایه دستخوش تغییر شده است.
این تغییر در شرایطی رخ داده که بازار داخلی در رکود قرار دارد و هرگونه افزایش هزینه ورودی برای تولیدکنندگان پاییندست، به معنای تشدید فشار مالی و کاهش توان خرید مصرفکنندگان خواهد بود.
سایه سنگین بلاتکلیفی بر صادرات؛ تهدیدی بزرگ برای زنجیره فولاد
مهمترین بحران امروز فولاد، نه رکود داخلی و نه نوسان جهانی؛ بلکه ابهام در صادرات است. شایعاتی مطرح شده مبنی بر اینکه تنها خریدهای انجامشده از رینگ صادراتی یا محمولههایی که توسط خود کارخانهها تأمین میشود قابلیت اخذ مجوز صادرات دارند. اگر این سناریو واقعی باشد، بسیاری از صادرکنندگان مستقل عملاً از چرخه بازار خارج میشوند.
این بلاتکلیفی دقیقاً در زمانی رخ میدهد که بازار جهانی در آستانه پایان سال میلادی است و کارخانهها باید سریعتر تکلیف قراردادها و برنامه تحویل خود را مشخص کنند. هر روز تأخیر در تعیین تکلیف صادرات میتواند:
- برنامهریزی تولید کارخانهها را مختل کند،
- مشتریان خارجی را فراری دهد،
- و سهم ایران از بازار منطقه را کاهش دهد.
در شرایط رکود داخلی، از دست رفتن صادرات یک تهدید جدی و پرهزینه خواهد بود.
بازار ورق و مقاطع فولادی؛ تضاد قیمت پایه و واقعیت بازار
با وجود سیگنالهای افزایشی، بازار ورق در هفتههای آینده احتمالاً وارد رکود معاملاتی میشود. موجودی انبارها که با قیمتهای پایینتر خریداری شدهاند، اجازه جهش فوری به بازار نمیدهد. اما بهطور کلی قیمت ورق در مسیر صعودی باقی خواهد ماند؛ چون:
- عرضه توسط تولیدکنندگان بهشدت مدیریت میشود،
- نرخ پایه اسلب افزایش یافته،
- و محدودیتهای صادراتی فشار بیشتری بر سمت عرضه داخلی وارد کرده است.
در مقابل، بازار مقاطع فولادی (میلگرد، تیرآهن، نبشی) آمادگی بیشتری برای افزایش قیمت دارد. تغییر نرخهای صادراتی باعث شده قیمت تمامشده بالاتر رود و اختلاف میان قیمت پایه اسلب (۳۷٬۵۰۰ تومان) و نرخ میلگرد (حدود ۳۳٬۰۰۰ تومان) نشان میدهد بازار نمیتواند مدت زیادی در این تناقض باقی بماند. اصلاح قیمت پایه مقاطع در کوتاهمدت اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
آینده بازار؛ دو عامل تعیینکننده پیشروی فولاد
در افق کوتاهمدت، دو عامل بیرونی بیشترین اثر را بر بازار فولاد خواهند گذاشت:
- نرخ ارز: کوچکترین تکانه افزایشی میتواند قیمت مقاطع را دوباره وارد مدار رشد کند.
- آلودگی هوا و محدودیت فعالیت صنایع: تعطیلی واحدهای صنعتی در مناطق آلوده، عرضه را کاهش داده و قیمتها را بالا میبرد.
در چنین فضایی، مسیر آینده فولاد نه با منطق عرضه و تقاضای واقعی، بلکه با تصمیمهای سیاستی و روند ارز تعیین خواهد شد.
تا زمانی که تکلیف صادرات مشخص نشود و ثبات نسبی در نرخ ارز ایجاد نگردد، بازار فولاد در وضعیتی پرابهام باقی میماند؛ وضعیتی که فعالان آن را «رکود تورمی با ریسکهای سیاستی بالا» توصیف میکنند.

