
بازار آهن و فولاد ایران در روزهای اخیر به نقطهای رسیده که هر تحول سیاسی یا اقتصادی میتواند مسیر آن را دگرگون کند. از یکسو، سایه مذاکرات هستهای و احتمال بازگشت تحریمها بر سر این صنعت سنگینی میکند و از سوی دیگر مشکلات ساختاری همچون بحران انرژی و نوسانات نرخ ارز، شرایطی شکننده را برای تولیدکنندگان و مصرفکنندگان رقم زده است. در چنین فضایی، قیمت مقاطع فولادی به خصوص میلگرد و تیرآهن در کانون توجه قرار گرفته و نوسانات روزانه آن بیش از هر زمان دیگری حساسیتبرانگیز شده است.
سیاست و برجام؛ سه سناریوی پیشروی بازار فولاد
مهمترین متغیر سیاسی این روزها، سرنوشت برجام و احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه است. تحلیلها نشان میدهد سه سناریو برای آینده محتمل است:
- بازگشت تحریمها (۴۰ درصد احتمال): در این حالت، اقتصاد کشور با شوک ارزی و محدودیتهای مالی جدید روبهرو میشود. نتیجه مستقیم آن افزایش هزینه تولید فولاد و جهش قیمت در بازار داخلی خواهد بود.
- تمدید موقت توافق (۴۰ درصد احتمال): این سناریو میتواند به بازار فرصتی کوتاه برای تنفس بدهد. امید به مذاکرات دوباره، نوسانات را کنترل کرده و تا حدی مانع از جهش ناگهانی قیمتها میشود.
- حصول توافق جدید (۲۰ درصد احتمال): در این حالت، کاهش نسبی نرخ ارز و ورود سرمایه میتواند به تثبیت بازار و تعدیل قیمتها کمک کند، هرچند که مسیر همچنان پرریسک باقی خواهد ماند.
تله ارزی و بحران انرژی
صرفنظر از تحولات سیاسی، صنعت فولاد ایران درگیر مشکلات داخلی جدی نیز هست. قطعی برق در تابستان و کمبود گاز در زمستان، تولیدکنندگان را مجبور به استفاده از سوختهای جایگزین کرده که هزینهها را به شکل محسوسی افزایش داده است.
همزمان، نرخ ارز بهعنوان متغیر کلیدی، بر هزینه واردات مواد اولیه و صادرات محصولات اثر مستقیم میگذارد. پیشبینیها حاکی از آن است که در صورت تشدید تحریمها، نرخ دلار میتواند از مرز ۱۰۰ هزار تومان عبور کند. چنین افزایشی نهتنها بهای تمامشده تولید را بالا میبرد، بلکه فشار مستقیم آن به مصرفکننده منتقل خواهد شد.
نبض قیمتها؛ از میلگرد تا پروفیل
روند قیمتی هفتههای اخیر نشان میدهد میلگرد در صدر توجه بازار قرار دارد. نرخ این محصول در محدوده ۳۷.۵ تا ۳۸ هزار تومان بهعلاوه مالیات بر ارزش افزوده تثبیت شده و سایزهای کوچکتر حتی به نزدیکی ۳۹ هزار تومان رسیدهاند. این رشد در شرایطی اتفاق افتاده که بازار جهانی میلگرد در چین و ترکیه ثبات نسبی داشته است؛ بنابراین عامل اصلی جهش داخلی را باید در نرخ ارز و محدودیت عرضه جستوجو کرد.
بازار تیرآهن نیز از این موج بینصیب نمانده است. تیرآهنهای پرمصرف ذوبآهن اصفهان (سایزهای ۱۴ تا ۱۸) در انبارهای تهران با افزایش ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومانی در هر شاخه همراه شدند. این اتفاق در حالی رخ داده که تقاضای واقعی ساختوساز چندان بالا نیست، اما هزینههای تولید و نگرانی از آینده باعث شده فروشندگان در قیمتگذاری دست بالا را داشته باشند.
در بخش پروفیل نیز وضعیتی مشابه دیده میشود. نرخ پروفیل ضخامت ۲ میلیمتر به ۴۷.۵۰۰ تومان رسید؛ افزایشی که نشان میدهد بازار بهشدت نسبت به تغییرات ورق گرم و نرخ ارز واکنشپذیر است.
آیندهای پر از سناریو برای بازار فولاد
با کنار هم گذاشتن این عوامل، میتوان سه مسیر محتمل را برای بازار تصور کرد:
- رکود همراه با ثبات نسبی قیمتها: در این حالت، کاهش قدرت خرید و رکود ساختوساز مانع جهش تقاضا میشود، اما هزینههای تولید اجازه افت شدید قیمتها را نمیدهد.
- جهش ارزی و رشد اسمی قیمتها: بازگشت تحریمها میتواند به افزایش اسمی نرخ میلگرد و تیرآهن منجر شود، هرچند توان خرید پایین مردم مانع رونق معاملات خواهد شد.
- توافق سیاسی و تعدیل نرخ ارز: این سناریو امید به کاهش نسبی قیمتها و بازگشت بخشی از سرمایهگذاری را زنده نگه میدارد.
بازار آهن ایران در نقطهای حساس ایستاده است. ترکیب سیاست، ارز و بحران انرژی معادلهای پیچیده ساخته که آینده آن را به شدت غیرقابل پیشبینی کرده است. با این حال، تجربه نشان داده این صنعت در برابر شوکها مقاومت کرده و با تغییر استراتژیهای تولید و فروش، مسیر بقا را یافته است. آینده فولاد ایران، بیش از هر زمان دیگری، در گرو تصمیمات سیاسی و اقتصادی داخلی و خارجی خواهد بود.

