طوفان ارزی در زنجیره فولاد ایران؛ چرا قیمت ورق و مقاطع بدون تقاضا هم می‌تازد؟

طوفان ارزی در زنجیره فولاد ایران؛ چرا قیمت ورق و مقاطع بدون تقاضا هم می‌تازد؟

در روزهایی که بازار آهن‌آلات ایران به دنبال نشانه‌ای از ثبات می‌گردد، نرخ ارز دوباره نقش بازیگر اصلی را بر عهده گرفته است و مسیر بازار را تعیین می‌کند. جهشی که شاید در نگاه اول صرفا یک نوسان ارزی باشد، اما در عمل به یک «موتور محرک جدید قیمت‌گذاری» تبدیل شده و از کارخانه تا بازار مصرف، همه حلقه‌های زنجیره فولاد را تحت‌تأثیر قرار داده است.

نرخ ارز؛ فرمانده جدید بازار فولاد

برای بسیاری از فعالان بازار، آنچه در هفته‌های اخیر اتفاق افتاده، به‌روشنی نشان می‌دهد که رابطه بازار فولاد با متغیرهای بنیادین تضعیف شده و جای خود را به واکنش‌های سریع و هیجانی نسبت به دلار داده است. رشد قیمت بیلت در ایران نمونه بارز این تغییر رفتار است؛ افزایشی که هیچ پیوندی با بالا رفتن مصرف یا کمبود عرضه نداشت، بلکه تنها در واکنش به جهش ارزی رخ داد.
در حالی که بازارهای جهانی شمش، بیلت یا میلگرد تنها رشد‌های محدود و ملایمی را تجربه می‌کردند، بازار ایران با شیبی تندتر حرکت کرد؛ گویی حساسیت آن به نرخ ارز چند برابر افزایش یافته است. کارخانه‌ها نیز برای عقب نماندن از موج، قیمت‌ها را روزانه و حتی ساعتی اصلاح کردند. در چنین شرایطی، میلگرد در برخی مبادی تا ۷۰۰ تومان و تیرآهن تا یک میلیون تومان افزایش یافت؛ آن هم در بازاری که تقاضای واقعی تقریباً ثابت مانده بود.

سیاست‌های ارزی جدید؛ فرصتی تازه یا موج جدید؟

هم‌زمان با تلاطم بازار، تغییرات مهمی نیز در سیاست‌های ارزی کشور شکل گرفت. توافق میان وزارت صمت و بانک مرکزی درباره عرضه پلکانی ارز صادراتی، از مهم‌ترین اصلاحات سیاستی زنجیره فولاد به شمار می‌رود.
در این سازوکار جدید، محصولات هرچه در زنجیره ارزش افزوده بالاتری داشته باشند، سهم بیشتری از ارز صادراتی آن‌ها در «تالار دوم» عرضه می‌شود؛ جایی که نرخ‌ها نزدیک‌تر به واقعیت بازار است.

ورق سرد، پوشش‌دار و مقاطع طویل امکان عرضه ۸۰ درصد ارز خود را در این تالار دارند، در حالی که شمش تنها ۶۰ درصد و سنگ‌آهن و گندله کمتر از نصف. این سیاست دو پیامد مهم به همراه دارد:

  1. افزایش جذابیت صادرات محصولات نهایی؛ موضوعی که می‌تواند رقابتی بودن صنعت فولاد ایران در بازارهای جهانی را تقویت کند.
  2. تقویت عرضه ارز در بازار رسمی و کاهش بخشی از فشار تقاضای دلاری.

اما اجرای این سیاست درست هم‌زمان با جهش نرخ ارز باعث شد صادرکنندگان چشم‌انداز طلایی‌تری برای آینده ترسیم کنند و همین خوش‌بینی به شکل مستقیم در رفتار قیمتی داخل اثر گذاشت.

بازار داخلی زیر سایه دلار؛ رشد بدون تقاضا

اثر جهش نرخ ارز در بازار داخلی فولاد، از میلگرد تا ورق، کاملاً محسوس بود. ورق گرم ۲ میلی‌متر رول تنها در سه روز از ۶۱۰ هزار ریال به ۶۵۰ هزار ریال درب کارخانه رسید؛ افزایشی که ریشه آن بیش از هر چیز در «مدیریت عرضه و جهش نرخ ارز» بود. ورق روغنی، گالوانیزه و رنگی نیز به همین ترتیب افزایش داشتند.

این رفتار در حالی ثبت شد که میلگرد صادراتی ترکیه تنها ده دلار رشد کرد و حتی میلگرد چین دو دلار افت داشت. اما بازار ایران برخلاف بازارهای جهانی، همیشه به نرخ ارز واکنش سریع‌تر و شدیدتری نشان داده است؛ به خصوص در دوره‌هایی که بی‌ثباتی ارزی تشدید می‌شود.

پیامدهای زنجیره‌ای؛ از تولید تا مصرف

جهش ارزی تنها یک فشار قیمتی نیست؛ ساختار هزینه تولید را نیز به‌طور کامل تغییر می‌دهد. بسیاری از اقلام موردنیاز تولید فولاد از الکترود گرافیتی تا قطعات و مواد افزودنی وابستگی مستقیم به دلار دارند. افزایش هزینه تولید، قیمت مقاطع را به‌طور دومینووار بالا می‌برد و در ادامه، قدرت خرید پروژه‌های عمرانی و ساختمانی را کاهش می‌دهد.

در بازاری که تقاضای واقعی در پایین‌ترین سطح قرار دارد، این افزایش‌ها بیشتر «ماهیت روانی» دارد و همین مسئله بازار را شکننده‌تر می‌کند. طوری که کوچک‌ترین اصلاح در نرخ ارز می‌تواند موجی از عقب‌نشینی قیمتی ایجاد کند.

آینده بازار فولاد زیر فرمان دلار

آنچه امروز در بازار آهن‌آلات ایران می‌بینیم، بیش از هر چیز نشان‌دهنده «تسلط کامل نرخ ارز» بر قیمت‌گذاری است. از مقاطع طویل تا ورق‌ها، از هزینه تولید تا تصمیم صادرکنندگان، همه زنجیره فولاد اکنون بر محور دلار می‌چرخد. در شرایط فعلی، پیش‌بینی بازار بدون توجه دقیق به سیاست‌های ارزی و مسیر دلار تقریباً ناممکن است. تحلیل‌گران باید وزن بیشتری برای متغیرهای داخلی قائل شوند، چرا که بازار جهانی دیگر محرک اصلی نیست؛ این‌بار موتور اصلی، نوسانات ارزی است که آینده بازار آهن‌آلات را شکل خواهد داد.

 

→ به این مطلب امتیاز دهید
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *