
صنعت فولاد ایران که همیشه یکی از موتورهای محرک اقتصاد ملی بوده است، این روزها با چالشی بیسابقه دست و پنجه نرم میکند. کاهش عرضه، افت معاملات در بورس کالا و رشد هزینههای انرژی، تصویری نگرانکننده از آینده این صنعت را ترسیم کرده است. اتفاقی که میتواند نه تنها سودآوری شرکتهای فولادی را تهدید کند، بلکه پیامدهای اقتصادی گستردهای برای کشور به همراه داشته باشد.
کاهش عرضه و افت معاملات شمش
در روز دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۴، تالار صنعتی و معدنی بورس کالای ایران شاهد کاهش چشمگیر حجم معاملات شمش فولادی بود. نسبت معاملات به عرضه تنها به ۴۳ درصد رسید؛ در حالی که هفته قبل این رقم نزدیک به ۷۴ درصد بود. حجم عرضه نیز با افتی ۲۸.۶ درصدی به حدود ۱۴۷ هزار و ۴۵۰ تن کاهش یافت. از این مقدار، کمتر از نیمی به فروش رسید و این نشاندهنده رکود تقاضا و کمبود نقدینگی در بازار است.
قیمت میانگین موزون شمش فولادی در این روز ۳۰ هزار و ۵۹۲ تومان به ازای هر کیلوگرم بود؛ رقمی که نسبت به هفته گذشته افتی جزئی (۰.۸ درصد) نشان میدهد. این در حالی است که قیمت پایه شمش در بازه ۲۹ هزار و ۲۰۰ تا ۳۰ هزار و ۹۶۹ تومان تعیین شده بود و میانگین آن نسبت به هفته قبل ۱.۹ درصد افزایش داشت. نکته مهم اینکه معاملات اعتباری نسبت به معاملات نقدی وضعیت بهتری داشتند؛ نشانهای روشن از بحران نقدینگی در بازار.
رشد هزینههای انرژی و فشار مضاعف بر تولید در صنعت فولاد
اگرچه بازار فولاد همواره با نوسانات قیمت و عرضه روبهرو بوده، اما آنچه امروز شرایط را بحرانیتر کرده، افزایش هزینههای انرژی است. صنعت فولاد ایران بیش از هر زمان دیگری از مزیت انرژی ارزان فاصله گرفته است. افزایش قیمت گاز، قطعیهای مکرر در زمستان و حتی اعمال مالیات بر ارزش افزوده برای گاز صنعتی، فشار سنگینی بر دوش تولیدکنندگان گذاشته است.
بخش عمده فولاد کشور با روش احیای مستقیم تولید میشود؛ روشی که وابستگی شدیدی به گاز دارد. این انتخاب در سالهایی منطقی بود که گاز فراوان و ارزان در دسترس قرار داشت، اما امروز همین وابستگی، به پاشنه آشیل فولاد ایران تبدیل شده است.
کارخانههای فولادی در مرز ضرر
در فصل سرد، کارخانههای فولادی در اولویت قطعی گاز قرار میگیرند. این مسئله نه تنها تولید را مختل میکند، بلکه موجب کاهش ظرفیت و افت بهرهوری میشود. نتیجه روشن است: هزینه تمامشده بالا میرود، اما قیمت نهایی محصولات توان رشد متناسب ندارد. همین موضوع باعث شده برخی واحدها به مرز زیاندهی برسند.
پیامدهای این شرایط تنها به سود و زیان کارخانهها محدود نمیشود. کاهش تولید شمش و آهن اسفنجی، افت صادرات فرآوردههای فولادی و در مقابل افزایش صادرات مواد خام مانند کنسانتره و گندله، کشور را به سمت خامفروشی بیشتر سوق داده است. خامفروشی به معنای از دست رفتن بخش بزرگی از ارزش افزوده و کاهش اشتغال پایدار در داخل کشور است.
چطور باید از این بحران در صنعت فولاد بیرون آمد؟
راهکارهایی برای عبور از این چالش وجود دارد، اما نیازمند تصمیمگیری جدی و سریع است:
- بازنگری در قیمتگذاری گاز صنعتی: کاهش نرخ خوراک گاز و حذف هزینههای اضافی مانند مالیات بر ارزش افزوده میتواند بخشی از فشار را کاهش دهد.
- تقویت زیرساختهای تامین انرژی: توسعه شبکه انتقال، افزایش ذخیرهسازی گاز و تنوعبخشی به منابع انرژی برای جلوگیری از قطعیهای مکرر ضروری است.
- حمایت از تولید فرآوردههای نهایی: تمرکز بر صادرات محصولات نهایی فولادی به جای مواد خام، ضمن حفظ ارزش افزوده، اشتغال داخلی را تقویت میکند.
- سیاستگذاری پایدار در بخش انرژی: صنایع راهبردی مانند فولاد نیازمند ثبات و پیشبینیپذیری در تامین انرژی هستند؛ موضوعی که در شرایط فعلی تقریبا غیرممکن شده است.
صنعت فولاد ایران امروز در نقطه حساسی قرار دارد. کاهش عرضه و معاملات، رشد هزینههای انرژی و محدودیتهای زیرساختی، آینده این صنعت راهبردی را تهدید میکند. اگر اصلاحات ساختاری در حوزه انرژی و سیاستهای حمایتی بهموقع انجام نشود، فولادکاران بیش از پیش به سمت زیاندهی خواهند رفت و کشور بخشی از ظرفیت واقعی خود در این حوزه را از دست خواهد داد.
این بحران، هشداری جدی برای سیاستگذاران است: باید تصمیمگیریهای فوری و اصلاحی انجام داد.

