
صنعت فولاد در ماههای اخیر وارد دورهای شده است که تصمیمگیری در آن بیش از همیشه به تحلیل نیاز دارد. از یکسو، ورود غولهای جدید معدنی و رکوردشکنی عرضه جهانی سنگآهن، مسیر بازار مواد اولیه را دگرگون کرده و از سوی دیگر، سیاستهای ارزی و فشار هزینه در ایران شرایطی ایجاد کرده است که تولیدکنندگان برای حفظ جریان نقدینگی با سختترین معادلات سالهای اخیر روبهرو شدهاند. آنچه امروز دیده میشود، ترکیبی از تغییرات جهانی و چالشهای داخلی است؛ ترکیبی که میتواند سرنوشت فولاد ایران را تا چند سال آینده تحتتأثیر قرار دهد.
بازار جهانی سنگآهن؛ حرکت روی لبهای از خطر و انتظار
رفتار سنگآهن در ماه نوامبر نشان داد که این ماده اولیه تا چه اندازه در برابر کوچکترین تغییرات اقتصادی چین آسیبپذیر است. از ابتدای پاییز، روند اصلاحی قیمتها آغاز شد و ضعف تقاضای صنعتی چین باعث شد بازار به کمترین سطح قیمتی در چهار ماه اخیر برسد. کارخانههای فولاد چین محدودیت تولید، مصرف پایین و انبارهای پر از کالا داشتند؛ ترکیبی که فضای بازار را در نیمه نخست ماه کاملاً منفی نگه داشت.
اما همین بازار در نیمه دوم ماه با چند خبر حمایتی تغییر جهت داد. اعلام برنامههای تازه چین برای تحریک بخش ساختوساز و زیرساخت، باعث شد معاملات آتی در بورسهای دالیان و سنگاپور رشد کند و قیمتها از محدوده ۱۰۱ دلار فاصله بگیرند. این رفتار دو پیام مهم دارد:
- بازار جهانی سنگآهن در فاز «انتظار» است؛
- هر سیگنال سیاستی از چین، حتی کوچک، میتواند جهت معاملات را برگرداند.
شکنندگی احساسات بازار و نبود روند مشخص، نشان میدهد که ماههای آینده نیز همچنان متلاطم خواهند بود.
شوک عرضه جدید؛ سیماندو و رکورد ۲.۶۸ میلیارد تن سنگآهن جهان
یکی از مهمترین تحولات پیشرو، رسیدن عرضه جهانی سنگآهن به رکورد تاریخی ۲.۶۸ میلیارد تن در سال ۲۰۲۶ است. نقش مهم این جهش برعهده پروژه غولپیکر سیماندو در گینه است. پروژهای که سالها درباره آن صحبت شده بود و حالا در آستانه ورود به فاز تولید تجاری قرار گرفته است. برآوردهای اولیه نشان میدهد:
- ظرفیت سال ۲۰۲۶: حدود ۲۲ میلیون تن
- هدف بلندمدت: ۱۲۰ میلیون تن صادرات سالانه
این اعداد تنها یک افزایش معمول عرضه نیست؛ بلکه تغییری اساسی در معادلات سنتی بازار بین استرالیا و برزیل ایجاد میکند. همزمان، تولیدکنندگان بزرگ مانند استرالیا، برزیل و هند نیز روند افزایشی عرضه را ادامه میدهند. نتیجه آن است که بازار جهانی به سمت رقابتیترین ساختار سالهای اخیر حرکت میکند؛ ساختاری که به صورت طبیعی فشار نزولی بر قیمتها ایجاد میکند.
برای ایران، این تحول دو پیام دارد:
- کاهش احتمالی قیمت سنگآهن جهانی میتواند هزینه تولید داخلی را تعدیل کند.
- اما رقابت شدیدتر جهانی، اهمیت کیفیت، صادرات و هزینه تمامشده داخلی را بیشتر میکند.
فولاد ایران؛ جدال با هزینههای تولید و محدودیتهای ارزی
در حالی که بازار جهانی تغییرات بزرگی را تجربه میکند، فولاد ایران درگیر چالشهایی داخلی است. نخستین چالش، هزینههای تولید است. فولادسازان ایرانی از یارانه واقعی انرژی بهرهمند نیستند؛ نه در برق و نه در گاز. در مقایسه با بسیاری از رقبای منطقهای، هزینه انرژی در ایران حتی بالاتر است؛ موضوعی که در کنار افزایش قیمت تجهیزات، قطعات و مواد اولیه وارداتی، بار مالی سنگینی بر دوش کارخانهها میگذارد.
اما چالش مهمتر، سیاستهای ارزی است. فولادسازان باید بخش قابل توجهی از ارز صادراتی خود را با نرخ پایینتر تالار اول عرضه کنند، در حالی که تمام هزینهها با نرخ آزاد محاسبه میشود.
این تفاوت بین «ارز ورودی» و «ارز خروجی» باعث کاهش نقدینگی و فشار جدی بر چرخه تولید شده است. حتی با وجود تلاش وزارت صمت برای انتقال بخشی از ارز صادراتی زنجیره فولاد به تالار دوم، مسئله اصلی هنوز پابرجاست؛ تولیدکنندگان امکان مبادله کامل ارز خود در بازار واقعی را ندارند.
در شرایطی که بازار داخلی کشش افزایش قیمت ندارد و رکود فصلی نیز بر مصرف اثر گذاشته، فشار نقدینگی میتواند به چالشی استراتژیک برای بسیاری از واحدهای تولیدی تبدیل شود.
بازار آهنآلات داخل؛ نوسان محدود اما سنگین در اثر عوامل بنیادی
در بازار داخلی، نوسانات اخیر نشاندهنده تأثیر همزمان سه عامل اصلی است:
- افزایش هزینه انرژی و تولید،
- سیاستهای ارزی،
- و شرایط عرضه در بورس کالا.
با وجود ثبات نسبی در برخی کارخانهها، میلگرد در محدودهای ۱۰۰ تا ۳۰۰ تومان افزایش یافت و تیرآهن نیز جهشی ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومانی در برخی سایزها ثبت کرد. ورق سیاه و گالوانیزه رشد داشتند اما ورق روغنی ثابت ماند. لوله و پروفیل نیز در بسیاری از مبادی حدود ۵۰۰ تومان افزایش یافتند.
این رفتارها بیشتر ناشی از فشار هزینه و تغییرات داخلی است تا نوسانات جهانی؛ اما دور نیست روزی که افزایش عرضه جهانی، بهخصوص با فعال شدن سیماندو، قیمت مواد اولیه داخلی را تحتتأثیر قرار دهد.
فولاد ایران در نقطه گذار…
صنعت فولاد ایران اکنون در میانه دو جبهه قرار دارد:
- جهان با عرضه بیسابقه سنگآهن و ورود یک بازیگر جدید آفریقایی در حال تغییر است؛
- داخل با فشار هزینه، محدودیتهای ارزی و کاهش نقدینگی واحدهای تولیدی دستوپنجه نرم میکند.
در چنین فضایی، هر تغییر کوچک در سیاستهای چین، هر نوسان در قیمت جهانی، و هر اصلاح در دستورالعملهای ارزی ایران میتواند مسیر آینده فولاد کشور را دگرگون کند. سالهای پیشرو، سالهایی آسان نخواهند بود؛ اما در میان این چالشها، فرصتهایی نیز وجود دارد، به خصوص اگر صنعت بتواند با ساختار جدید جهانی هماهنگ و مسئله نقدینگی داخلی از مسیر سیاستگذاری درست مدیریت شود.

