سیگنال‌های مثبت دولت به صنعت فولاد؛ آغاز فصلی تازه یا تکرار وعده‌های قدیمی؟

سیگنال‌های مثبت دولت به صنعت فولاد؛ آغاز فصلی تازه یا تکرار وعده‌های قدیمی؟

در روزهای آغازین آبان‌ماه، بازار فولاد و آهن‌آلات ایران در وضعیت خاصی قرار دارد؛ از یک‌سو، سیگنال‌های مثبتی از سوی دولت و مجلس درباره حمایت از صنایع مادر شنیده می‌شود و از سوی دیگر، واقعیت‌های میدانی از تداوم چالش‌های انرژی، نوسانات قیمتی و کاهش توان تولید حکایت دارد. همین دوگانگی باعث شده است فعالان بازار با نگاهی محتاط به وعده‌ها نگاه کنند و بیش از آن‌که وارد معاملات پرریسک شوند، منتظر نتایج عملی تصمیمات جدید بمانند.

چالش انرژی و ناهماهنگی سیاست‌ها؛ زنجیره فولاد در مسیر فرسایش

وزارت نفت از «پایداری ذخایر سوخت» و افزایش تحویل گاز به صنایع خبر داده؛ موضوعی که در ظاهر نشانه‌ای امیدوارکننده است، اما آمارها چیز دیگری می‌گویند. واردات برق در نیمه نخست سال نسبت به سال گذشته سه برابر شده و این یعنی زیرساخت انرژی کشور هنوز به سطحی نرسیده که بتواند پاسخگوی نیاز مداوم صنایع بزرگی مانند فولاد باشد. هرچند دولت از تدوین «بسته جبرانی انرژی» برای ماه‌های سرد سال سخن می‌گوید، اما تولیدکنندگان با تجربه سال‌های گذشته می‌دانند که هر بار در اوج مصرف، محدودیت‌های برق و گاز بر خطوط تولید آن‌ها سایه می‌اندازد.

از سوی دیگر، نایب‌رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس با لحنی هشدارآمیز اعلام کرده که تداوم این وضعیت ممکن است جایگاه جهانی فولاد ایران را تهدید کند. او خواستار کاهش هزینه‌های تولید و تأمین پایدار انرژی شده؛ مطالبه‌ای که سال‌هاست در صنعت فولاد تکرار می‌شود، اما هنوز به نتیجه ملموسی نرسیده است. در کنار این هشدارها، وزارت صمت نیز از اجرای بسته‌های حمایتی جدید برای تثبیت قیمت‌ها و تسهیل صادرات سخن می‌گوید. اما مسئله اساسی در اینجاست که شکاف میان سیاست‌گذاری و اجرا همچنان پابرجاست. بسیاری از واحدهای تولیدی، به خصوص در مناطق مرکزی کشور، هنوز با قطعی برق و گاز دوره‌ای روبه‌رو هستند؛ مسئله‌ای که هم ظرفیت تولید را پایین می‌آورد هم هزینه حمل‌ونقل، تعمیرات و حتی نگهداری تجهیزات را افزایش می‌دهد.

در چنین شرایطی، زنجیره ارزش فولاد بیش از هر زمان دیگری به بازنگری نیاز دارد. مکانیزم فعلی قیمت‌گذاری در بورس کالا که قرار بود شفافیت ایجاد کند، عملا به ابزاری برای افزایش قیمت مواد اولیه مانند کنسانتره و گندله تبدیل شده است. قیمت‌های بالا در بخش بالادستی، حاشیه سود تولیدکنندگان پایین‌دست را از بین برده و باعث شده بسیاری از واحدهای نورد یا ورق‌سازی با ظرفیت‌های پایین‌تر از توان واقعی فعالیت کنند. به‌عبارتی، در حالی‌که دولت از مبارزه با خام‌فروشی سخن می‌گوید، ساختار فعلی بازار در عمل به تضعیف تولید نهایی و رشد صادرات مواد خام منجر شده است.

راه نجات صنعت فولاد؛ از وعده‌های حمایتی تا اقدامات واقعی

از نگاه کارشناسان، اگر دولت قصد دارد وعده‌های حمایتی خود را به واقعیت تبدیل کند، باید هم‌زمان چند مسیر کلیدی را در پیش گیرد:

  • سرمایه‌گذاری هدفمند در زیرساخت انرژی برای اطمینان از تأمین پایدار برق و گاز در فصول سرد؛
  • اصلاح سازوکار قیمت‌گذاری زنجیره فولاد به‌گونه‌ای که انگیزه تولید و ارزش‌افزوده در داخل کشور تقویت شود؛
  • تسهیل صادرات از مسیرهای رسمی با هماهنگی بانک مرکزی و وزارت صمت؛
  • ایجاد چارچوبی شفاف برای جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی که در سال‌های اخیر به‌دلیل بی‌ثباتی سیاستی به‌شدت کاهش یافته است.

در بازار داخلی نیز، ثبات نسبی قیمت‌ها در هفته اول آبان بیشتر حاصل فضای انتظاری است تا نشانه‌ای از تعادل واقعی. قیمت میلگرد در محدوده ۳۸,۸۰۰ تا ۴۲,۸۰۰ تومان تثبیت شده و نوسانات جزئی در سایر مقاطع مانند تیرآهن و پروفیل مشاهده می‌شود. این ثبات شکننده، تا حد زیادی به رفتار محتاطانه خریداران و تولیدکنندگان برمی‌گردد که چشم به زمستان دوخته‌اند تا ببینند آیا وعده‌های دولت درباره «زمستان بدون خاموشی» تحقق پیدا می‌کند یا خیر.

آزمون بزرگ زمستان؛ تحقق وعده‌ها یا تکرار چرخه خاموشی در صنعت فولاد؟

تجربه سال‌های گذشته نشان داده که صنایع انرژی‌بر مانند فولاد، نخستین قربانی ناترازی انرژی هستند. اگر دولت نتواند زیرساخت‌ها را به‌موقع تقویت کند، حتی بهترین بسته‌های حمایتی نیز در عمل بی‌اثر خواهند ماند. در مقابل، اگر هماهنگی میان دولت، مجلس و بخش خصوصی شکل بگیرد، می‌توان امید داشت که صنعت فولاد دوباره به جایگاه باثبات‌تری برگردد.

در نهایت باید گفت، صنعت فولاد امروز در نقطه‌ای ایستاده است که می‌تواند به‌عنوان شاخصی برای سنجش میزان کارآمدی سیاست‌های اقتصادی دولت عمل کند. اگر وعده‌های مربوط به پایداری انرژی، کاهش هزینه‌های تولید و تسهیل صادرات به‌صورت واقعی اجرا شوند، هم بازار فولاد و هم سایر صنایع نیز از آن منتفع خواهند شد. اما اگر این وعده‌ها به سرنوشت شعارهای گذشته دچار شوند، زمستان پیش‌رو می‌تواند دوباره یادآور روزهای سرد خاموشی و توقف تولید باشد، روزهایی که هیچ تیتر حمایتی نمی‌تواند از تبعات آن بکاهد.

بازار اکنون در انتظار است؛ نه با خوش‌بینی مطلق، بلکه با نگاهی محتاط و پرسشی ساده اما تعیین‌کننده: آیا این بار سیگنال‌های مثبت دولت واقعاً به روشن شدن کوره‌های فولاد منتهی خواهند شد؟

 

→ به این مطلب امتیاز دهید
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *