
بازار فولاد ایران در ماههای اخیر روزهایی پرالتهاب را پشت سر گذاشته است. تغییرات نرخ ارز، رشد هزینههای انرژی و افت تقاضا در صنایع پاییندست، فضای مبهمی را پیش روی فعالان این صنعت قرار داده است. یکی از بخشهایی که بیش از همه تحتتأثیر این شرایط قرار گرفته، بازار پروفیل است؛ محصولی که بهطور مستقیم با صنایع سبک مانند مبلمان، تجهیزات فروشگاهی، قفسهبندی و حتی بخشهایی از خودروسازی گره خورده است.
در ظاهر، نمودارهای قیمتی سهماهه اخیر از رشد پلهای و سریع قیمتها حکایت دارد؛ بهطوری که نرخ پروفیل از محدوده ۴۱ هزار ریال در اوایل تابستان به بیش از ۴۷,۵۰۰ ریال در پایان شهریور رسید. چنین جهشی معمولاً نشانه رونق بازار تلقی میشود. اما واقعیتهای پشت پرده نشان میدهد این رشد بیش از آنکه ناشی از افزایش واقعی تقاضا باشد، نتیجه فشار هزینهها، نوسان ارز و افزایش بهای مواد اولیه است. بهعبارت دیگر، صعود قیمتی بهمعنای بهبود پایدار وضعیت بازار نیست.
نقش حیاتی صنایع سبک در بازار پروفیل
پروفیلها بخشی جدانشدنی از صنایع سبک محسوب میشوند. وقتی یک کارگاه تولید مبلمان یا تجهیزات نمایشگاهی با سفارشهای جدید مواجه میشود، نیاز به پروفیل افزایش یافته و چرخهای مثبت در بازار فولاد ایجاد میکند. اما در شرایط رکود، این چرخه برعکس عمل میکند: کاهش سفارش در صنایع سبک مستقیماً به افت تقاضا برای پروفیل منجر میشود. کارشناسان حتی روند صنایع سبک را یکی از شاخصهای غیررسمی برای پیشبینی وضعیت بازار پروفیل میدانند.
رکود صنایع سبک در سالهای اخیر حاصل مجموعهای از فشارهای اقتصادی و ساختاری بوده است. نخست، کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان باعث شده بسیاری از خانوادهها خرید کالاهای غیرضروری مانند مبلمان یا تجهیزات دکوراتیو را به تعویق بیندازند. دوم، وابستگی این صنایع به واردات قطعات و پوششهای خاص، در شرایط نوسان نرخ ارز، هزینه تولید را غیرقابل پیشبینی کرده است. محدودیتهای بانکی و دشواری دسترسی به تسهیلات مالی نیز سرمایهگذاری در نوسازی خطوط تولید را کاهش داده است. نتیجه آنکه بسیاری از کارگاههای کوچک یا با حداقل ظرفیت فعالیت میکنند یا به تعطیلی کشانده شدهاند.
پیامد رکود بر بازار پروفیل
رکود صنایع سبک بهطور مستقیم بر بازار پروفیل سایه انداخته است. کاهش سفارشها باعث انباشت موجودی در کارخانهها، کاهش درآمد و فشار بر نقدینگی شده است. برخی تولیدکنندگان برای بقا مجبور به کاهش شیفتهای کاری یا ورود به بازارهای پرریسکتر شدهاند. در بلندمدت، این وضعیت میتواند به خروج بازیگران ضعیفتر از بازار یا ادغام اجباری آنها با واحدهای بزرگتر منجر شود.
بازار پروفیل نسبت به دیگر مقاطع فولادی مانند میلگرد یا تیرآهن آسیبپذیری بیشتری دارد. میلگرد و تیرآهن بیشتر در پروژههای بزرگ عمرانی مصرف میشوند و تقاضای آنها در بلندمدت قابل پیشبینیتر است. اما پروفیل با پروژههای کوچک و متغیر گره خورده است و همین ویژگی در دوران رکود آن را به محصولی شکنندهتر تبدیل میکند.
نقش صادرات در کاهش فشار داخلی
یکی از راهکارهای اصلی برای کاهش اثر رکود داخلی، توسعه صادرات است. کشورهای منطقه مانند عراق، افغانستان، آسیای مرکزی و شرق آفریقا بازارهای بالقوهای برای محصولات پروفیلی ایران هستند. صادرات میتواند تضمینکننده تداوم تولید باشد، هرچند موانعی همچون تحریمهای بانکی، هزینه بالای حملونقل و نوسانات ارزی مسیر را دشوار میکنند.
کارخانههای تولید پروفیل مانند سپنتا با هزینههای ثابت بالایی مواجهاند: حقوق پرسنل، تعمیرات ماشینآلات و قبوض انرژی حتی در دوران کاهش تولید باید پرداخت شود. از سوی دیگر، مشکلاتی مانند بازپرداخت تسهیلات بانکی یا نقد نشدن چکهای مشتریان فشار مضاعفی ایجاد کرده است. قفل شدن سرمایه در موجودی انبار نیز توان خرید مواد اولیه را کاهش میدهد و چرخهای معیوب پدید میآورد.
راهکارهای عبور از رکود چیست؟
برای عبور از این شرایط، سیاستگذاران باید حمایتهای هدفمندتری ارائه دهند؛ از جمله تسهیل دسترسی به مواد اولیه، کاهش هزینه انرژی برای صنایع کوچک و اعطای تسهیلات کمبهره. تولیدکنندگان نیز میتوانند با تنوعبخشی به بازارهای فروش، حرکت به سمت محصولات با ارزش افزوده بیشتر و استفاده از فناوریهای هوشمند در مدیریت زنجیره تأمین، انعطافپذیری خود را بالا ببرند.
بازار پروفیل در ایران امروز در نقطه حساسی قرار دارد. از یکسو، افزایش قیمتها ممکن است نشانهای از فشار هزینهها باشد و نه رونق واقعی؛ و از سوی دیگر، رکود صنایع سبک خطر کاهش ظرفیت تولید و حتی تعطیلی برخی خطوط را بههمراه دارد. آینده این بازار وابسته به سرعت و کیفیت واکنش سیاستگذاران و تولیدکنندگان در مواجهه با این بحران خواهد بود.

