
تصور کنید در دل تابستان، کارخانههای فولاد با تمام ظرفیت مشغول تولید باشند بدون اینکه نگران خاموشی یا افت فشار برق شوند. این رویا، حالا با توسعه انرژی خورشیدی در استان قزوین، به یک سناریوی واقعبینانه تبدیل شده است. اما چرا قزوین؟ و این تحول چه معنایی برای صنعت فولاد کشور دارد؟
قزوین با داشتن بیش از ۳۰۰ روز آفتابی در سال، دقیقاً همان چیزی را دارد که صنعت انرژی پاک آن را میخواهد: نور مداوم، زمینهای مناسب و زیرساختهای صنعتی. حالا که وزارت نیرو و سازمان ساتبا (انرژیهای تجدیدپذیر) تصمیم گرفتهاند در این استان بیش از ۱۰۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی احداث کنند، باید دید کدام صنایع میتوانند از این موقعیت استفاده کنند.
یکی از مهمترین گزینهها، صنعت فولاد است.
پیوند آفتاب و فولاد: چرا انرژی خورشیدی برای این صنعت مهم است؟
صنعت فولاد به انرژی زیادی نیاز دارد. در حالی که هزینه برق در برخی کشورها بیش از ۳۰٪ هزینه تولید فولاد را تشکیل میدهد، در ایران این عدد بهواسطه یارانهها پایینتر است؛ اما حتی همین مقدار هم به خصوص در زمان اوج مصرف، عامل تعیینکنندهای در توقف یا کاهش ظرفیت تولید کارخانههاست.
در سالهای اخیر، تابستانهایی را دیدهایم که تولیدکنندگان فولاد ناچار به کاهش شیفتهای کاری یا خاموشی کورهها شدهاند چون شبکه برق کشور دیگر توان تأمین مصرف سنگین آنها را نداشته است. حالا فرض کنید این کارخانهها، بخشی از برق خود را از پشتبام سولهها، بیابانهای اطراف یا حتی زمینهای بلااستفادهی شهرکهای صنعتی تأمین کنند؛ نتیجه چیست؟ استقلال بیشتر، پایداری بالاتر و کاهش ریسکهای تولید.
قزوین: آزمایشگاه بزرگ انرژی پاک
بر اساس گزارشها، بیش از ۱۷۵ مگاوات برق از نیروگاههای خورشیدی استان قزوین وارد شبکه شده و حدود ۶۱۰ مگاوات دیگر در حال ساخت است. همچنین قرار است تا پایان آبان ۱۴۰۴، حدود ۱۰۰ مگاوات دیگر هم وارد مدار شود.
در همین بین، نیروگاههایی در مقیاس کوچک و بزرگ شروع به کار کردهاند که شامل یک طرح ۵۰ کیلوواتی در حیاط شرکت توزیع برق تا نیروگاههای چند مگاواتی در آبیک و بویینزهرا هستند. جالبتر اینکه ۴۰ سایت سهمگاواتی نیز در شهرکهای صنعتی در حال نصب هستند.
حال سوال اینجاست: چرا فولادیها نباید بخشی از این فرصت را به نام خود بزنند؟
از مصرفکننده به تولیدکننده: نگاهی تازه به نقش کارخانهها
کارخانههای قزوین توان تولید شیشههای مخصوص پنلهای خورشیدی با کیفیتی بالاتر از نمونههای وارداتی را دارند. این یعنی صنعت در استان فقط مصرفکننده انرژی نیست، بلکه میتواند تولیدکننده تجهیزات و زیرساختهای انرژی پاک هم باشد.
برای مثال، کارخانههای فولادی در منطقه میتوانند با سرمایهگذاری در نیروگاههای خورشیدی نه فقط برق مصرفی خود را تأمین کنند بلکه در زمان مازاد، برق به شبکه سراسری بفروشند. این سناریو، راهی برای کاهش هزینه تمامشده فولاد، افزایش بهرهوری و حتی سودآوری جدید از فروش انرژی است.
موانع و چالشها: همه چیز به این سادگی نیست
البته مسیر روشن انرژی خورشیدی در قزوین بیچالش هم نیست. همانطور که پژوهشگران هشدار دادهند، فاصله چشمگیری میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی نیروگاهها وجود دارد. تا وقتی که نیروگاهها به شبکه وصل نشدهاند، عملاً نقش موثری در کاهش ناترازی یا تأمین برق صنایع ندارند.
همچنین بسیاری از طرحها بهخاطر پیچیدگیهای اداری، کمبود تجهیزات یا نبود منابع مالی در مراحل ابتدایی باقی ماندهاند. در کنار اینها، سهم پایین مردم و مصرفکنندگان کوچک (از جمله کسبوکارهای محلی یا روستاها) از این تحول، میتواند در آینده به نابرابری جدیدی در توزیع انرژی منجر شود.
فرصت برای صنعت فولاد: شروعی تازه
درست در همین نقاط ضعف فرصت نهفته است. فولادیها میتوانند با ورود به زنجیره ارزش انرژی خورشیدی، هم بهعنوان سرمایهگذار نیروگاه، هم بهعنوان تولیدکننده پنل و قطعات و حتی بهعنوان خریدار برق سبز، موقعیت خود را در اقتصاد انرژی آینده تثبیت کنند.
تصور کنید کارخانهای در قزوین نهتنها فولاد میسازد بلکه برق آن را هم از نور آفتاب تأمین میکند؛ برقی که شاید روزی بخشی از فولاد صادراتی کشور با برچسب «Green Steel» یا «فولاد سبز» به اروپا صادر کند.
فرصت پیشرو، فقط توسعه نیروگاه نیست. این یک فرصت برای بازتعریف نقش صنعت ایران در اقتصاد پاک آینده است. قزوین شاید نقطه شروع آن باشد، اما مقصد یک روزی کل کشور خواهد بود.

