
در حالی که صنعت نفت ایران سالها به عنوان ستون فقرات اقتصاد کشور شناخته میشد، امروز نشانههایی از یک تغییر بزرگ به چشم میخورد؛ تغییر مسیری که شاید بخشی از بار سنگین این اقتصاد بحرانزده را به دوش بخش دیگری از صنایع بگذارد: صنعت فولاد.
تحریمهای شدید، محدودیتهای بانکی، کاهش فروش نفت و بحرانهای ساختاری باعث شدهاند که دیگر نمیتوان به نفت به عنوان تنها ناجی اقتصاد ایران تکیه کرد. در همین مسیر، مسئولان اقتصادی کشور قصد توسعه ابزارهای جدیدی برای تامین مالی صنعت نفت، از جمله «تامین مالی جمعی» یا همان کرادفاندینگ را دارند؛ روشی که به کمک سرمایههای خرد مردمی میخواهد پروژههای نفتی را زنده نگه دارد. اما آیا در شرایط فعلی اقتصادی، مردمیسازی صنعت نفت بدون شفافیت، اعتماد عمومی و بسترهای نظارتی، موفق خواهد بود؟
در چنین شرایطی است که نگاهها به سمت صنایع دیگر نیز چرخیده است؛ صنایعی که ظرفیت تولید، صادرات، اشتغالزایی و ارزآوری دارند، اما تا کنون زیر سایه نفت قرار گرفته بودند. فولاد، به عنوان یکی از مهمترین بازیگران بخش صنعت و معدن کشور، حالا بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته است.
فولاد؛ ذخیره استراتژیک اقتصاد صنعتی ایران
صنعت فولاد ایران، با ظرفیت تولید بیش از ۳۰ میلیون تن در سال و صادرات به بازارهای مختلف منطقهای و بینالمللی، یکی از بزرگترین زنجیرههای صنعتی کشور به حساب میآید. از استخراج سنگ آهن در معادن تا تولید شمش و محصولات نهایی مانند میلگرد، ورق و تیرآهن، همه این مراحل در داخل کشور انجام میشود و ارزش افزوده قابلتوجهی برای اقتصاد ایجاد میکند.
اما آنچه امروز صنعت فولاد را به یک گزینه جذاب برای نقشآفرینی در اقتصاد ایران تبدیل کرده است، تنها توان تولید یا صادرات نیست. این صنعت برخلاف نفت، با شفافیت بیشتر، تنوع مشتریان و دسترسی بهتر به بازارهای جهانی (نسبت به نفت تحریم شده)، ظرفیت تبدیل شدن به پیشران رشد صنعتی و اقتصادی را دارد.
بازار داخلی و صادراتی؛ دو بال پرواز فولاد
بازار داخلی ایران، با رشد ساختوساز، پروژههای عمرانی، توسعه زیرساختها و نیاز رو به افزایش صنایع خودروسازی و لوازمخانگی، همچنان یک مصرفکننده بزرگ فولاد است. اما نکته کلیدیتر، بازارهای صادراتی هستند. کشورهایی مثل عراق، افغانستان، سوریه، چین، هند، ترکیه و برخی کشورهای آفریقایی، از مشتریان اصلی فولاد ایران هستند.
اگرچه تحریمها روی صادرات فولاد هم اثر گذاشتهاند، اما دسترسی به بازارهای منطقهای، مزیت هزینه تولید و تجربه شرکتهای بزرگ فولادی در دور زدن تحریمها، باعث شده که این صنعت همچنان بتواند ارز به کشور بیاورد.
سوال مهم؛ آیا فولاد میتواند جای نفت را بگیرد؟
پاسخ به این سوال، هم بله است و هم نه.
نه، چون هیچ صنعتی نمیتواند به تنهایی جایگزین نفت به عنوان منبع درآمد اصلی دولت شود. بله، چون فولاد میتواند در کنار نفت، تبدیل به یک ستون موازی برای ثباتبخشی به اقتصاد کشور شود به خصوص زمانی که سیاستگذاران قصد تنوع بخشی به منابع درآمدی کشور و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی را دارند.
همچنین برخلاف صنعت نفت که در سالهای اخیر با فقدان سرمایهگذاری خارجی، فرسودگی تجهیزات و فقدان شفافیت دستوپنجه نرم میکند، بسیاری از شرکتهای فولادی کشور، در بازار سرمایه حضور دارند، صورتهای مالی شفاف منتشر میکنند و امکان مشارکت مردم در آنها به مراتب بیشتر است.
مردمیسازی اقتصاد از مسیر فولاد؟
اینجاست که دوباره پای تامین مالی جمعی و مشارکت مردمی به میان میآید. اگر هدف سیاستگذار، واقعیکردن شعار مردمیسازی اقتصاد است، شاید بهتر باشد ابتدا زیرساختهای آن را در صنایعی مثل فولاد که شفافتر و در دسترستر هستند، پیاده کند.
پلتفرمهای تامین مالی جمعی میتوانند برای پروژههای توسعهای در حوزه فولاد، با احداث کارخانههای نورد یا توسعه زیرساختهای صادراتی، طراحی شوند. مردمیسازی اقتصاد، بدون نهادسازی و شفافیت، یک شعار است. اما در صنعت فولاد، امکان عملیاتیشدن آن بهمراتب بیشتر از صنعت نفت است.
در جایی از زمان ایستادهایم که کشور با محدودیت منابع، بحرانهای ساختاری و بیاعتمادی عمومی نسبت به سیاستهای اقتصادی روبرو است. در چنین شرایطی، نگاه تک بعدی به نفت نمیتواند ناجی اقتصاد باشد. نفت، همچنان اهمیت دارد، اما فولاد میتواند همراهی مؤثر، بلندمدت و پایدار برای آن باشد.
آیا وقت آن نرسیده که نگاهها از نفت فاصله بگیرد و به سمت صنایع پویاتر، شفافتر و مردمیتر مانند فولاد برود؟ مسیر نجات اقتصاد ایران ممکن است از دل کورههای داغ فولاد بگذرد.

