
وقتی آمار رسمی تولید فولاد در هفتماهه ۱۴۰۴ منتشر شد، بسیاری از فعالان بازار آهنآلات تنها به یک عدد توجه نکردند، بلکه به ترکیب ناهماهنگی نگاه کردند که در دل این جدول نهفته بود. کاهش شدید تولید تیرآهن در کنار افزایش تولید میلگرد، افت محسوس در ورق گرم و سرد در مقابل جهش معنادار در بیلت، اسلب و آهن اسفنجی، تصویری از صنعتی را به نمایش میگذارد که میان دو فشار متضاد قرار دارد: محدودیت انرژی در پاییندست و تقاضای پایدار یا صادراتمحور در بالادست.
تیرآهن؛ سقوط ۳۲ درصدی در یکی از حیاتیترین کالاهای ساختمانی
تیرآهن یکی از شاخصهای مهم سلامت بازار ساختوساز است و افت ۳۲.۴ درصدی تولید آن نشانهای جدی محسوب میشود. کاهش تولید از ۸۷۷ هزار تن به ۵۹۳ هزار تن حاکی از آن است که واحدهای نورد کشور، زیر فشار همزمان محدودیتهای برق و گاز، و رکود مصرف داخلی، قادر به حفظ تولید نشدهاند. این افت سنگین، از شدیدترین کاهشهای ثبتشده در کل زنجیره فولاد است و نشان میدهد بخش نهایی تولید بیش از هر زمان دیگری در معرض آسیب قرار گرفته است.
در بازاری که ساختوساز همچنان با رکود دستوپنجه نرم میکند و نقدینگی مصرفکنندگان کاهش یافته، تولیدکنندگان تیرآهن با تقاضای کمتری روبهرو هستند. همین مسئله باعث شده اولویت انرژی در دورههای محدودیت به سمت واحدهای احیا و فولادسازی منتقل شود و محصولات نهایی، قربانی این ناترازی شوند.
میلگرد؛ رشد ۷.۹ درصدی برخلاف جریان عمومی
در نقطه مقابل، تولید میلگرد با افزایش ۷.۹ درصدی، به بیش از ۶ میلیون تن رسیده است. این رشد در ظاهر متناقض به نظر میرسد، اما دو دلیل آن را توضیح میدهد:
نخست آنکه میلگرد همچنان پرفروشترین محصول فولادی کشور است و نیاز گسترده به آن، حتی در دوره رکود، حفظ میشود. دوم آنکه بخش مهمی از تولید میلگرد نه برای مصرف داخلی، بلکه برای صادرات آماده میشود. بخشی از تولیدکنندگان، با توجه به اختلاف قیمت داخلی و خارجی و نیاز نقدینگی، ترجیح میدهند بخشی از محصولات را صادر کنند و این موضوع باعث حفظ یا حتی افزایش تولید شده است.
رشد ۴۰۰ هزار تنی تولید میلگرد در دورهای که سایر محصولات با کاهش همراه بودهاند، نشان میدهد که بازار این محصول هنوز ظرفیت حفظ تولید را دارد اما پرسش اصلی این است که آیا این روند پایدار خواهد ماند یا صرفاً یک واکنش کوتاهمدت به فشارهای اقتصادی خواهد بود؟
مقاطع طویل و تخت؛ دو مسیر متفاوت در یک بازار پرچالش
اگرچه گروه کل مقاطع طویل رشد ۲.۴ درصدی را ثبت کرده، اما مقاطع تخت شرایط متفاوتی داشتهاند. ورق گرم با افت ۳.۷ درصدی و ورق سرد با کاهش ۳.۲ درصدی روبهرو شدهاند. ورق پوششدار نیز تقریباً درجا زده است. نتیجه این تغییرات، کاهش ۶.۲ درصدی در کل مقاطع تخت بوده است، روندی که بهطور مستقیم بازار لوله، پروفیل، خودروسازی، صنایع لوازمخانگی و پروژههای صنعتی را تحت تأثیر قرار میدهد.
کاهش تولید ورق، پیام مهمی برای بازار دارد:
در ماههای آینده احتمالاً نوسان قیمت در گروه ورق بیشتر خواهد شد، بهخصوص اگر تقاضای انباشته در صنایع پاییندست آزاد شود یا صادرات ورق افزایش یابد.
جهش تولید در حلقههای بالادستی؛ اسلب، بیلت و آهن اسفنجی پیشتاز شدند
جایی که تصویر روشنتر میشود، دقیقا حلقههای میانی و بالادست زنجیره است. بیلت و بلوم با رشد ۴.۴ درصدی و رسیدن به ۱۱ میلیون و ۴۵ هزار تن، و اسلب با رشد ۵.۲ درصدی به بیش از ۷.۱ میلیون تن رسیدهاند.
این ارقام نشانه دو نکته کلیدی هستند:
- فولادسازان بزرگ، با وجود محدودیت انرژی، راهی برای حفظ و حتی افزایش تولید بخش میانی یافتهاند.
- تقاضای صادراتی یا نیاز به تداوم تولید استراتژیک در حلقههای بالادستی، محرک اصلی بوده است.
آهن اسفنجی نیز با رشد ۵ درصدی به بیش از ۲۵ میلیون و ۶۰۰ هزار تن رسیده و همچنان ستون فقرات تولید فولاد کشور محسوب میشود. این رشد، علیرغم محدودیت انرژی، نشان میدهد که سیاستهای انباشتی و ذخیرهسازی مواد اولیه تا حدی موفق بودهاند.
کنسانتره سنگ آهن با جهش ۸.۹ درصدی در صدر رشد تولید قرار دارد. این عملکرد نشاندهنده فعالیت پایدار معادن حتی در شرایط محدودیت انرژی و مشکلات زیرساختی است عاملی که برای امنیت زنجیره فولاد در بلندمدت بسیار مهم خواهد بود.
دوگانگی تولید؛ پیامدهای مستقیم برای بازار آهنآلات
آمار ۷ ماهه نشان میدهد که زنجیره فولاد در یک وضعیت «دو سطحی» قرار گرفته است:
- بالا و میاندست رشد کردهاند؛
- پاییندست افت تولید را تجربه کرده است.
برای بازار آهن، معنای این دوگانگی روشن است:
در کوتاهمدت، کاهش تولید تیرآهن، ورق گرم و ورق سرد اثر قیمتی سنگینی ایجاد نمیکند؛ زیرا رکود ساختوساز و کاهش تقاضای مصرف نهایی همچنان حاکم است.
اما در بلندمدت، اگر مصرف داخلی یا صادرات مقاطع افزایش یابد، این افت تولید میتواند باعث جهش قیمت شود، بهخصوص در کالاهایی مانند تیرآهن که کاهش تولید آن بسیار شدید بوده است.

