
در سالهای اخیر، کمبود آب به یکی از بزرگترین چالشهای ایران تبدیل شده؛ اما کمتر کسی از رابطه پنهان بین «صنعت فولاد» و «بحران آب» حرف میزند. در حالی که بیشتر نگاهها به سمت کشاورزی و مصرف خانگی آب دوخته شده، واقعیت تلخ دیگری در جریان است: صنایعی که به آب زیادی نیاز دارند، مثل فولاد، در قلب مناطق خشک کشور ساخته شدهاند و حالا این تصمیمها به بهای سنگینی برای آینده کشور تمام میشود.
چرا فولاد تشنهترین صنعت ایران است؟
برای تولید یک تُن فولاد، بهطور متوسط بین ۲ تا ۳ هزار لیتر آب نیاز است. حالا این عدد را ضربدر ظرفیت سالانه کارخانههای بزرگ فولاد مثل اصفهان یا خراسان جنوبی کنید. آیا منطقی است چنین صنایعی در مناطق کمآب، آن هم دور از منابع آب سطحی یا رودخانهای راهاندازی شوند؟
در برخی مناطق، تأمین آب کارخانههای فولاد از طریق چاههای عمیق صورت میگیرد؛ چاههایی که از سفرههای زیرزمینی تغذیه میکنند و در حال خشککردن رگهای حیاتی زمین هستند. فرونشستهایی که در ورامین، اصفهان و حتی بخشهایی از کرمان اتفاق افتادهاند، نشانههای جدی همین برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی هستند.
همانطور که مهندس جانفدا (مدیرعامل یک شرکت دانشبنیان در حوزه انرژی) گفته، محل احداث کارخانهها در ایران اغلب بدون در نظر گرفتن «تأمین پایدار آب» انتخاب شده است. کارخانههایی مثل فولاد، بهجای اینکه در نزدیکی منابع آبی یا حتی در کنار دریا ساخته شوند، به مناطق خشک برده شدهاند. چرا؟ شاید برای نزدیکی به معادن یا زمین ارزان. اما هزینه این تصمیمات را حالا همه مردم کشور دارند میپردازند؛ هم با قطعی آب، هم با فرونشست زمین.
فناوری به کمک بحران میآید، اما…
همان شرکت دانشبنیان، دو محصول برای کنترل مصرف آب طراحی کرده است: «سامانه انرژیمتر» و «کنتورهای اولتراسونیک هوشمند». این ابزارها میتوانند میزان دقیق مصرف آب را ثبت کنند و حتی رفتار مصرفی را تغییر دهند. اما بیایید صادق باشیم: آیا این فناوریها میتوانند بحران موجود در صنایع فولاد را هم حل کنند؟
پاسخ ساده است: نه، بهتنهایی کافی نیستند. چون این ابزارها بیشتر برای مصرف شهری و خانگی طراحی شدهاند. در بخش صنعت، ما نیاز به راهحلهای سیستمی داریم: تغییر محل احداث کارخانهها، بازچرخانی آب، استفاده از سیستمهای خنککننده خشک و حتی برنامههایی برای انتقال صنایعی که به آب نیاز دارند به مناطق ساحلی.
نکته نگرانکنندهتر این است که پروژههای جدید فولادی همچنان در مناطق خشک مثل یزد، سیرجان و اردکان کلنگزنی میشوند و برنامه مشخص برای تأمین آب ندارند، انگار هیچکس از تجربه اصفهان درس نگرفته است. درست همان منطقهای که زایندهرودش خشک شده، کشاورزانش در اعتراض صف بستهاند و سطح آب زیرزمینیاش با سرعت بالا در حال افت است.
راهکار چیست؟ آیا باید صنعت فولاد را تعطیل کرد؟
خیر، تعطیلی فولاد یعنی تعطیلی اشتغال، صادرات و بخش بزرگی از اقتصاد. اما باید بهجای خامفروشی و توسعه افقی بیبرنامه، به سمت بهرهوری بالاتر برویم. مثلاً:
- ایجاد کارخانههای فولادی در سواحل جنوب کشور، با استفاده از آبشیرینکنها (برای آینده)
- بازچرخانی آب صنعتی در داخل خطوط تولید
- استفاده از پساب شهری به جای آب آشامیدنی
- بازنگری در سیاستهای توسعه صنعتی و جایگزینی تکنولوژیهای جدید کممصرف
صنعت فولاد ایران، یکی از موتورهای مهم توسعه است، اما ادامه این مسیر با چشم بسته ممکن نیست. آینده کشور نه فقط با صادرات و سوددهی، بلکه با حفظ منابع حیاتیاش تضمین میشود.
اگر امروز به فکر اصلاح مسیر نباشیم، شاید فردا مجبور شویم در میان بیآبی، فولاد تولید کنیم… و آن روز، سود فولاد هم نمیتواند فرو نشست زمین را جبران کند.

