
در چند ماه گذشته، صنعت فولاد ایران روزهای سختی را گذرانده است. از بهار ۱۴۰۴ تا مردادماه، کارخانههای فولادی یکی پس از دیگری خاموشیهای پیدرپی برق داشتند؛ آن هم در شرایطی که رکود ساختوساز، کمبود نقدینگی و بحران آبی، مثل سه آتش به جان بازار افتادهاند!
آمارها بهوضوح میگویند که تولید فولاد ۴.۸ درصد افت کرده؛ اما این فقط شروع ماجراست. در اردیبهشت، محدودیتهای انرژی تا ۹۰ درصد رسید. نتیجه چه بود؟ تعطیلی خط تولید در برخی کارخانهها، افزایش قیمت میلگرد و تیرآهن و عقبنشینی خریداران.
اما این همه ماجرا نیست…
📌 سؤال بزرگ بازار این است که وقتی تولید کم شده، چرا قیمتها رشد کرد؟
پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: رکود! نبود تقاضا باعث شد حتی با کاهش تولید، قیمتها نتوانند بالا بمانند. کارخانهها کالا دارند اما خریدار نیست.
در همین بین، تنها معدودی از کارخانهها که نیروگاه اختصاصی یا برق سبز داشتند توانستند جان سالم به در ببرند. اما برای بقیه چه اتفاقی افتاد؟ بعضیها خط تولید را بستند، بعضیها فقط مواد اولیه تولید کردند و برخی، مجبور به اخراج نیرو شدند.
در مرداد، خبرهای خوبی هم نرسید. فشار وزارت نیرو برای واگذاری برق نیروگاهها، کارخانههای بزرگ را در تنگنای تازهای قرار داده است. برق سبز هم دیگر بهراحتی تحویل نمیشود! حالا سوال اینجاست: اگر فولادیها نتوانند تولید را حفظ کنند، چه بر سر صنایع وابسته میآید؟
برای بررسی قیمت میلگرد و آهن در این دوره، به عقب برگردیم:
در اردیبهشت، میلگرد ظفر بناب حدود ۳۵ هزار تومان بود. اکنون وجود تمام این بحرانها، قیمت حتی پایینتر. است؛ چون خریدار نیست، پول در بازار نیست و ساختوساز خوابیده است.
چشمانداز صنعت فولاد در این بحران
تا پایان سال، قرار بود ۵۵ میلیون تن فولاد تولید شود؛ اما با ادامه این روند، چنین عددی بیشتر شبیه رویاست تا واقعیت.
اگر در بازار آهن فعال هستید یا میخواهید خرید کنید، همین حالا قبل از هر خریدی با کارشناسان مشورت کنید:
۰۳۱-۸۹۹۱۰
بازار فولاد از این پس نه فقط فنی، بلکه سیاسی، اقتصادی و پرریسک خواهد بود.

