
پاییز ۱۴۰۴ برای بازار آهنآلات ایران بسیار مبهم بود. مسیر مشخص نیست، سرعتها واقعی نیستند و هرکس با پیشبینیهای کوتاهمدت تلاش میکند از دستاندازهای پیش رو عبور کند. زنجیره فولاد از بالادست تا پاییندست، در فضایی شبیه مهگرفتگی حرکت میکند؛ نه آنقدر تیره که نشود مسیر را دید و نه آنقدر روشن که بتوان آینده را با اطمینان پیشبینی کرد.
در دل این فضای مبهم، دو متغیر بیش از همه نقش «فرمان» را بازی میکنند: ارز و انرژی. هر تغییری در این دو، مسیر بازار را عوض میکند؛ گاهی با شیب آرام و گاهی با جهش ناگهانی. آنچه امروز دیده میشود، مقدمات یک دوره پرتنش در زمستان است؛ دورهای که اگر سیاستگذاری هماهنگ نباشد، بازار شکننده آهنآلات را به سمت موج جدیدی از نوسان هدایت میکند.
شمش در دوراهی؛ کاهش معاملات و تقاضا مردد
آمار معاملات هفته سوم آبان بهخوبی نشان میدهد موتور تقاضا دیگر مثل گذشته روشن نیست. از ۱۷۴ هزار و ۲۰ تن شمش عرضهشده، تنها ۸۸ درصد معامله شد؛ در حالیکه یک هفته قبل نسبت فروش ۹۷ درصد بود. این افت ۹ درصدی، در فضایی رخ داد که تقاضا همچنان ۱.۷ برابر عرضه بود. یعنی خریداران هستند، اما حاضر نیستند در هر قیمتی معامله کنند.
کاهش ۰.۲ درصدی میانگین قیمت شمش، رسیدن به حدود ۳۱ هزار و ۶۰۰ تومان، شاید کوچک بهنظر برسد، اما وقتی با افزایش هزینه انرژی ترکیب شود، اثر آن بر سودآوری فولادسازان بسیار سنگین است. حاشیه سودی که سال گذشته به ۲۹ درصد میرسید، اکنون تنها حدود ۹ درصد است؛ افتی که فشار آن بر همه حلقههای زنجیره احساس میشود.
آهن اسفنجی؛ نبض ضعیف عرضه و خرید
در عرضه ۱۸ آبان، قیمت آهن اسفنجی به حدود ۱۷ هزار و ۷۱۹ تومان رسید؛ ۱.۵ درصد کمتر از هفته قبل. از ۸۳ هزار تن عرضهشده، تنها ۸۹ درصد معامله شد. آمار ساده اما پیام آن سنگین است: واحدهای احیای مستقیم همزمان با هزینه بالای انرژی و کاهش حاشیه سود، مشتری ندارند.
فعالان بازار میگویند شرکتهای نورد، خریدهای خود را به حداقل رساندهاند؛ نه از سر مازاد موجودی، بلکه از سر تردید. تردید نسبت به قیمت زمستان، تردید نسبت به گاز، و مهمتر از همه، تردید نسبت به سیاستهای نامشخص وزارتخانهها.
رکود در بازار آهن داخلی؛ سکونی که بیشتر شبیه هشدار است
در بازار داخلی، نشانههای رکود پنهان کاملاً دیده میشود. ورق سیاه تنها ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان بالا رفت؛ ورق رنگی، گالوانیزه و روغنی بدون تغییر ماندند؛ پروفیل ثابت بود و نبشی و ناودانی کاهش ۱۰۰ تا ۸۰۰ تومانی ثبت کردند.
در ظاهر، این اعداد به معنای ثبات است، اما در متن بازار، معنای دیگری دارد و چیزی نیست جز کمبود تقاضای واقعی. پروژههای عمرانی یا متوقف شدهاند یا در حد نگهداشت پیش میروند. رکود ساختوساز و کمبود نقدینگی دولت باعث شده سمت تقاضا عملاً بیجان شود.
بازاری که تقاضا ندارد، با کوچکترین محرک از سمت ارز یا انرژی، بهسرعت واکنش نشان میدهد. همین وضعیت است که از بازار پاییزی، «آرامش پیش از طوفان» ساخته است.
اختلافات قیمتی در بازار آهن؛ ورق گرم در مرکز میدان
یکی از مهمترین کانونهای تنش، اختلاف بر سر قیمتگذاری ورق گرم فولاد مبارکه است. موضوع ساده بهنظر میرسد اما اثر آن بر کل بازار سنگین است. فولاد مبارکه پیشنهاد داده مبنای قیمتگذاری از دلار ۷۲–۷۳ هزار تومانی به دلار تالار دوم (حدود ۱۰۰ هزار تومان) تغییر کند. این یعنی:
افزایش حدود ۲۲۵۰ تومان در هر کیلو ورق گرم یا به تعبیری جهش قیمتی از ۳۳,۵۰۰ تومان به محدوده ۴۶,۰۰۰ تومان.
سندیکای لوله و پروفیل با این تصمیم مخالف است؛ چون این افزایش، قیمت پروفیل و لوله را به سطح غیرقابلتحمل میرساند. اما بازار آزاد پیشدستی کرده؛ نرخها را بالا برده و عملاً نتیجه تصمیم را پیشخور کرده است. همین موضوع نشان میدهد بازار دیگر چشمانتظار سیاستگذار نیست؛ خودش مسیر را انتخاب میکند.
آرامش شکننده بازار آهن که ممکن است خیلی زود فرو بریزد
بازار آهن در آبان ۱۴۰۴ بیش از هر زمان دیگری به تعادل ظاهری و بیثباتی واقعی شبیه است. زمستان سخت با بحران گاز، رشد هزینه انرژی و نوسان ارز، تصویری از آیندهای پرتنش را رسم میکند. بازار دیگر منتظر فرمان نیست؛ خودش مسیر را پیدا میکند. اما این مسیر، بدون سیاست واحد و هماهنگ، میتواند خیلی زود به سرازیری نوسان و کمبود برسد. نشانههای این طوفان، همین حالا کمکم در افق بازار آهنآلات ایران دیده میشود.

